دكان آقا ميرزا جعفر خان طرف ، ضرغام السلطنه را ديده ، صحبت حبس او در قزوين . بعد گفت خيال دارم بروم خراسان سر چاپارخانه آنجا . پهلوى براى آنجا مرا مىخواهد تعيين بنمايد . بعد توپخانه آمده ، آقا ميرزا حبيب الله خان را پستخانه ديده ، مبلغ شانزده هزار پول كشمش شاهرود كه سابقا داده بودند دادم .
اظهار داشت فردا شب اگر بتوانيد بياييد منزل ما . بعد دكان استاد حسن خان نجار رفته ، قدرى صحبت ، از آنجا از راه حوض بزرگ ، آقا ميرزا محمد گلپايگانى را ديده ، سفارش نمودم كه محاكمه آقا ميرزا احمد خان و هرمز ميرزا را به محكمه ثانى استيناف رجوع نكند يا اول يا سوم . گفت ديروز عريضهاش رسيد ، اگر به دوم ارجاع نموده باشم ممكن است برگردانم .
دليل نگرانىهاى اخير دموكراتها
بعد مجله را ديده ، گفت نصرت الدوله مجددا تشكيلات تروريستى « 1 » را داده ، به رياست ميرزا هاشم خان قمى . بايد فكرى كرد . گفتم ماها كه مخالف با او هستيم ، كنار و با او كارى نداريم . ديگر آنكه مادامى كه آنها در كابينه هستند از اين كارها نمىكنند . مگر وقتى كه از كار بيفتند ، آن هم كه معلوم نيست . بعد خلخالى را ديده گفت تشكيليون مشغول تشكيلات و كميته درست كردن هستند اگر ما جلوگيرى نكنيم افتضاح دمكراتها است . گفتم ابدا براى دمكراتى بد نيست ، همه ولايات فهميدهاند كه دمكرات امروزه رژيم اجانب است .
بعد مقارن غروب به خانه آمده ، افطار با احمد و بتول نان و ماست و خيار و پنير و سبزى ، برانى ، زردآلو و چايى خورده ، ننه اسماعيل هم نان چونه كرد كه احمد دكان بپزد . بعد من ساعت دو و نيم بيرون آمده درب خانه آقا مشهدى مرتضى چايى خورده ، پول كوزه ماست او را داده .
مراقبين وثوق الدوله
بعد به خانه حاج صادق بانكى رفته تا ساعت پنج از شب مشغول صحبت . اظهار داشت پريشب وثوق الدوله به ترحيم منزل محتشم السلطنه آمده بود . دو موزر
هامش
( 1 ) . اصل : ترورى .