تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
تومان حواله شرافت السلطنه بابت اسد الله خان و جنس كمره خودم را گرفته به سمت خانه آمده . صبح هم در راه آقا شيخ ابو طالب تبريزى رسيد و اظهار داشت كه فردا ناهار سردار مقتدر منزل من تشريف مىآورند و از شما وعده گرفته‌اند ، من هم دعوت مىكنم . بعد به خانه معتمد الممالك مقارن ظهر رفته ، عين الممالك ، ارفع الملك ، عضد الممالك ، آقا سيد محمد تقى ، ميرزا محمد على خان ، خوشنويس ، متين الدوله ، همه بودند . ناهار مفصلى خورده شد . بعد از ناهار خواب و چايى و بستنى و توت و باقلا . تا سه به غروب .

جشن انجمن قاجار

بعد بيرون آمده ، به خانه آمده ، ننه اسماعيل بيرون رفته بود . مشهدى حسين هم مشغول پيوند . بعد بيرون آمده ، سوار واگون شده ، در بالاى لاله‌زار پياده به خانه سردار كبير كه محل جشن انجمن قاجار است و رود . توى خيابان پر از كالسكه و درشكه و بيرق . توى باغ تمام صندلىها و مفروش و موزيك و از چراغ و اسباب ، آذين « 1 » باشكوهى بسته ، تمام وزرا ، شاهزادگان ، علما ، صنوف ممتازه ، موزيك ، هنگامه غريبى با تماشا بوده نشسته ، پذيرايى به عمل آمد . مقارن غروب بلند شده ، خانه سيد كاظم يزدى رفته ، به قدر نيم ساعتى نشسته ، صحبت نموديم . از آنجا بيرون آمده ، سوار واگون ، ميدان توپخانه چراغانى ، درب شمس العماره آذين زيادى بسته ، جمعيت و موزيك . در بين عبور ، اتومبيل‌ها رسيده ، زن‌ها و مردهاى سفرا ، همه سواره ، مرتب رسيدند و به حياط گلستان رفته ، من هم جلو [ ى ] نقاره‌خانه پياده به خانه آمدم . شام با بچه‌ها بزباش خوبى داشته ، آدم آقا شيخ حسين استرآبادى آمده بود كه شما را آقا مىخواهد ملاقات نمايد ، قرار فردا صبح يا بعد از ظهر ، بعد خوابيديم .

تعدى ركن الممالك در كمره

چهارشنبه 28 شعبان . - صبح بعد از چايى مشهدى باغبان آمده ، مشغول بيل زدن باغچه‌ها . من هم مشغول تحرير . بعد بيرون آمده نزد سمسار رفته ، قرار داد كه
هامش
( 1 ) . اصل : آيين