تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠

انتخاب وثوق الدوله

جمعه نيمه شعبان . - صبح بعد از چايى آقايان عين الممالك ، آقا شيخ محمد على قزوينى ، آقا ميرزا حسن خان ، سعيد السلطان و بعد آقا ميرزا مهدى خان آمده ، قدرى صحبت و اينكه در جريده رعد نوشته بودند كه وثوق الدوله به بيست و دو هزار راى در شيراز انتخاب شده . واقعا خيلى مضحك است . پنج سال قبل وثوق الدوله دو ماه قبل از انتخابات به كن مىرود و پول و پلو به فقراى آنجا [ مىدهد ] و صحبت‌ها براى مردم كه بلكه انتخاب شود ؛ دويست رأى نتوانست تحصيل نمايد و حال آنكه خيانات او به مملكت به اين اندازه ظهور پيدا نكرده بود . البته اين انتخابات به قوه انگليس و به كار كردن فرمانفرما ، همان كارى كه در كرمانشاه در دوره سابق انتخابات كرده بود و اهالى مطلع شدند و شبانه رفتند دور صندوق آرا را گرفتند و ماندند و نگذاشتند آن صندوق مجعول را كه فرمانفرما تهيه ديده بود به عوض شبانه تبديل نمايد . بعد سعيد السلطان تلگرافى كه من از ظهير الدوله توصيه ميرزا محمد على خان را به قوام الدوله خواسته بودم داد و تشريف بردند . بعد احمد ناهار اسماعيل را سبزىپلو با گوشت و ماهى برداشته رفت . من هم با بتول و ننه اسماعيل علاحده ناهار خورده ، بعد خوابيدم . بعد از خواب چايى ، ننه‌اسماعيل هم به مريضخانه رفته بود . من هم مشغول بيل زدن باغچه و چايى شده ، استاد حسن خان نجار آمد ، قفسه‌ها را ديد ، گفت به نظر من هم خوب نيامد و آن روز دم دكان سمسار كه ديدم اين قسم بد نمىدانستم . حالا اگر بتوانيد پس بدهيد و اگر قبول نكرد آن وقت اصلاحى بايد كرد . گفتم تا سه تومان حاضرم ضرر نمايم اما مشكل است سمسار پس بگيرد . بعد استاد حسن خان رفته ، من هم مقارن غروب بيرون . اتفاقا سمسار را ديدم و به او اظهار نمودم ، ديدم طفره مىرود ، اما رد نكرد .

حال و احوال اميريه

بعد به‌سمت خيابان اميريه ؛ عجب هوا و نظافتى داشت . جمعيت زيادى به گردش ، وسط خيابان هم دكاكين چراغانى داشته ، موزيك هم مىزدند . در اين بين طباطبايى همدانى ، سالار فيروز ، فطن الملك ، دكتر يوسف خان جلالى ،