تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
قائم‌مقام التوليه بنماييم . آنجا كه رفته جمعى بيرونى بودند . نه ما آن‌ها را و نه آن‌ها ما را شناخته ، آدم‌ها هم نشناختند . بعد معلوم شد صمصام السلطنه با حاج قهقام و صاحب‌خانه توى اندرون هستند . قدرى در بيرونى نشسته ، بعد بلند شده بيرون آمديم . به منزل ممتاز الدوله رفتيم نبود . بعد پياده به چاپارخانه رفته پهلوى را ديديم ، قدرى صحبت نموده و گفت كار محاكمه ما با ويستادهل به استيناف افتاده . بعد بيرون آمده با عين الممالك به خانه ايشان رفته ، خستگى را رفع و قهوه خورده ، تكليف ماندن ناهار و خوردن شير برنج نموده ، نماندم . به خانه آمده با بچه‌ها آبگوشت بزباش با ماست خورده ، بتول هم سولفات خورده ، ناهارش شير بود . بعد از ناهار و چايى عصر بيرون آمده با احمد كارد ، قندشكن ، كلنگ ، تبر و داس را به آهنگر داده ، از آنجا دو قفسه در دكان سمسار ديده كه اگر پسند شود براى احمد بخرم . بعد باقلا خريده به احمد دادم خانه آورد . خودم به خانه شيخ حسن خان رفته از يك به غروب تا يك از شب سه دست شطرنج زده از آنجا به خانه آقا سيد محمد همدانى رفته ، مهمان وارده‌اش را كه حاج ميرزا حسن مجتهد همدانى ، سيدى است به سن شصت سال ، آدم ساده قصد رفتن به مشهد را دارد و پدر زن برادر طباطبايى است ، آنجا وارد شده . آقا ميرزا محمد صادق رييس و شريف العلماى همدانى و چند نفرى آنجا بوده تا ساعت سه از شب آنجا بوده ، مشغول صحبت . بعد بلند شده به خانه آمدم . همشيره آنجا بود . شام آبگوشت خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه چهارم شعبان . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفته ، همشيره خواست به منزل برود ، مانع شده . من هم بيرون رفته به دكان آقا سيد جواد كوزه‌پز رفته ، دو تومان كه به عقيده من او اشتباه كرده بود به او دادم . از آنجا بازار رفته برات دويست تومان را بردم كه از آقا سيد محمد تاجر كاشانى بگيرم . به عذر اينكه بازارها براى فوت سيد يزدى بسته‌اند تعويق انداخت . از آنجا مراجعت و به خانه آمده ، ناهار با همشيره و بتول و احمد و ننه اسماعيل باقلاپلو خورده ، همشيره و ننه اسماعيل به مريضخانه رفته و ناهار به جهت اسماعيل بردند . من هم در خانه مشغول كاهگل‌مالى مختصر با احمد و بتول شده ، آقا شيخ اسماعيل ملايرى كفيل عدليه عراق به منزل آمده قدرى صحبت