تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦

[ امور روزانه ]

پنجشنبه سلخ رجب . - صبح بعد از خواب و چايى استاد على حسن آمد . گفتم حساب ذرع چينه و عمليات خودش را بكند و تتمه پولش را هم بگيرد . بعد او رفته احمد و بتول هم به مدرسه ، ننه اسماعيل هم به حمام . ميرزا عبد الحسين ساعت‌ساز هم كاغذى به شهاب الدوله نوشتم كه تكفل مخارج دواى چشم او را خودش و مجانا معالجه چشم ميرزا عبد الحسين را برادرش لسان بنمايد . بعد مادر لله آمد با يك حال سوزناك از صدمات وارده و بىمعاشى . پانزده تومان بقيه سى تومان صمصام را دادم . بعد آن‌ها رفته ، قدرى به باغچه‌ها و رفع كثافت پشت‌بام و قدرى تحرير نموده . ناهار با بتول و ننه اسماعيل نان و ماست و پنير و دم‌پخت خورده ، بعد چايى . ننه اسماعيل هم مجددا به اسم خانه ميرزا احمد خان رفت . بتول تنها خانه ماند .

شايعه انقراض سلطنت انگليس

من هم حمام رفته . بعد بيرون دم دكان ميرزا عباسقلى خان صحبت مىكرديم ، انتشار پيدا شده بود كه پادشاه انگليس استعفا يا انفصال يا محبوس ملت شده . از اين خبر يك حال مسرت در عموم مىديدم ، اگرچه اسكناس بانك قدرى مردم را مضطرب نموده بود و دست برنمىداشتند ، اما مسرور از انقراض رژيم بريطانيا بودند كه راست باشد . بعد ضياء السلطان آقا مرتضى ، ميرزا موسى خان علىآبادى هم آمده قدرى صحبت ، بعد بلند شده به مغازه خلخالى آمدم . عين الممالك ، پرويز ، مجله ، محسن ميرزا هم بودند . تا ساعت دو از شب . بعد با عين الممالك بلند شده به خانه معاون السلطنه رفته ، روضه‌خوانى بود . تا ساعت سه آنجا بوده ، بعد بلند شده به خانه آمدم . شام نان ، پنير و ماست و قدرى دم پخت خورده خوابيديم .

[ خاطرات ماه شعبان 1337 / ارديبهشت 1298 ]

قرنطينه سياسى

جمعه غرّه شعبان . - صبح بعد از چايى و اصلاح باغچه‌ها نزديك ناهار بلند شده به خانه معتمد الممالك برادر عين الممالك كه تازه از كربلا آمده بود به ديدن رفته ، عين و عضد الممالك و ارفع الممالك هم آنجا بوده ، صحبت عتبات كه ابدا طاعون نيست ، فقط مبادا ايرانى مطلع شود كه اهالى آنجا زير بار تحت الحمايگى