تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١

مخالفت آلمانىها با رياست مدرس

بالاخره صحبت از دعوت امروز مدرسه تدين شد كه قوام السلطنه را شاه از خراسان عزل نموده ، به اسم استغاثه از طرف چهار كرور ملت خراسان كه وثوق الدوله چه بلوايى درنظر گرفته . بعد يك به ظهر مانده مصدق رفت . من و آقايان مرآت و عين به خانه حاج شيخ محمد حسين استرآبادى رفته ديدن نموده ، صحبت فرونت و اين‌كه اخلاق مهاجرين خيلى عالى است كه قونسول آلمان خواست مركزيت ما را به‌هم زند و اولتيماتوم نمود كه چند ماده بايد قبول نمائيد ؛ منجمله طرف قرارداد ما وكلا بايد باشند نه نظام السلطنه . و رياست هم با مدرس نباشد اگرچه مطابق ميل دمكرات‌هاى ضد نظام السلطنه بود اما چون به ميل آلمان‌ها اين اظهار شده بود رفقا قبول نكردند و گفتند بايد اين مطالب از ناحيه خودمان اظهار شود . قونسول هم سه ماه حقوق نداد . باوجود فلاكت و ذلت ، همه با فقر و نيستى ساختند و پول را به عنوان هرج‌ومرج نگرفتند . يك ساعت از ظهر گذشته من و مرآت و عين بلند شده ، مرآت مهمان بود من هم به منزل حسن‌زاده كه سردار مقتدر وعده گرفته بود نرفته ؛ چون وقت گذشته بود . عين الممالك مرا به منزل برده ناهار آبگوشت و آش رب نارنج و كباب بسيار خوبى و ترحلوا با ساير لوازم خورده ، بعد هم چايى . دو به غروب با هم بلند شده به منزل حسن‌زاده رفته ، سردار مقتدر ، برادر و برادرزاده‌هايش و خلخالى و شيخ ابو طالب و آقا ميرزا محسن نجم‌آبادى و غيره و ضياء السلطان چراغ برقى بودند . نشسته صحبت . بلند شده ، همگى رفتند . من هم با عين الممالك خداحافظى و سوار واگون ، توپخانه پياده ، مقارن غروب به خانه فتح السلطنه رفته با ايشان و ميرزا حبيب الله خان صحبت تجديد احضار به نظميه خودش را بيان كرد كه براى روى كردن من با سهراب‌زاده و مهام الدوله بود كه صلح به تقاضاى آن‌ها بود نه به تقاضاى من و مورخ الدوله و در نظميه سهراب‌زاده به‌عكس ادعا مىكرد . بعد فتح السلطنه گفت به تقريبى من از سفير انگليس جديدا ملاقات [ كرده ] و مذاكره شد كه فرقه دمكرات ضديت با انگليس ندارد ، و ليكن اولياى امور حاليه آن‌ها را با شماها و شما را با اين‌ها به ضديت نمايش داده‌اند .