دمكرات 21 ماه قبل از روى افراد دمكرات قديم و جديد اداره و جريان يابد ؛ يكى از اين دو مطلب را حل نمائيد تا بعد ترتيب آن را فكر نمائيم . اين مذاكرات خيلى شد ، بعد قرار شد روز شنبه عصر يك و نيم به غروب خانهء ناظم التجار برويم . يك از ظهر گذشته بلند شده به خانه آمده ، گفتند حاج حسين خان آمده بود . بعد ناهار قليه بادمجان با بتول و ننه اسماعيل و صغراى كلفت خورده ، بلقيس خانم عيال مرحوم ميرزا عبد الحسين آمده ، اظهار داشت خانهء خودمان كه همين نزديكىها است مىخواهيم من و خواهر شوهرم كه وارث هستيم بفروشيم ، اگر مشترى نظرتان آمد در خيال باشيد . بعد قدرى به لكزده و گنديده كه باقى مانده بود از درختها چيده ، خيلى تعجب نمودم كه چرا امسال به اين درختها اينقدر ضايع و فاسد درآمده ، همه در خود درخت مىكند و تمام آنچه چيديم ، بيست دانه بيشتر نبود و سنوات ماضيه پانزده بيست مقابل ، آن هم صحيح . بعد از چايى بيرون آمده ، دكان آقا ميرزا عباسقلى خان ، آقا ميرزا حاج آقا رسيد . گفت مگر روز جمعه خانهء شما خبرى است ؟ گفتم چطور ؟ گفت حاج ميرزا مهدى خزانه مىگفت . گفتم يك عده خودشان وعدهء آمدن را نموده در موضوع كميسيون امريكايىها كه به ايران آمدهاند .
بعد بلند شده مقارن غروب به حجرهء خلخالى رفته ، تنكابنى ، مرآت و محسن ميرزا بود . كاغذ وثوق الدوله كه جواب تنكابنى را نوشته در موضوع حبس شدن چند نفر كه در مجمع به متوليان دمكرات تشدد كرده بودند كه آن كاغذ سنديت دارد . بعد آقا ميرزا طاهر بنا شد با مرآت بروند منزل مستوفى الممالك .
راهى براى حل مشكل ماليات كمره
اقتدار الدوله هم آمد و عنوان كرد كه به كمره نوشته شده كه قبوض ژاندارمرى را از رعايا بگيرند و بفرستند به مركز كه از وزارت ماليه حكم صادر شود كه كسر ماليات رعايا بگذارند . بعد يك از شب بلند شده به خانهء ميرزا ابراهيم خان اشرفى رفته كه اجازهء دادن گندم به آسياب آبى را از او بگيرم ، ناخوش بود و گفت تا فردا شب اجازهنامه را مىفرستم . و اظهار كرد كه از طرف سيوسيال رولوسيونر كاغذى به موليتر رسيده بود كه ما طرفدار شما هستيم ، و ليكن از عمليات شما توضيحاتى