تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
هنوز افتاده بود . قدرى صحبت با او كرده ، مقارن ظهر بلند شده به خانه آمدم . من و بتول ناهار نان و يتيمچه خورده ، ننه اسماعيل هم طاس‌كباب با آب انار تازه براى اسماعيل درست كرده بود و برده بود مريضخانه . بعد از ناهار قدرى بتول و من گوجه چيده و قدرى تحرير نمودم .

انگليسىها و تخليه زنجان

بعد چايى خورده يك و نيم به غروب به خانهء مرآت الممالك رفته ، تنها قدرى صحبت از جوانب و اطراف و خبر اينكه انگليسىها زنجان [ را ] تخليه و عماقريب قزوين را هم از حملات عثمانى كه در جمال‌آباد زنجان به آن‌ها كرده‌اند و دو آئرپلان آن‌ها را شكسته و از آن‌ها كشته‌اند تخليه خواهند كرد . بعد كاغذى از منشى سفارت فرانسه رسيد كه آلمان‌ها به تخليهء بلژيك و خاك فرانسه براى متاركهء جنگ حاضر شدند . معلوم نيست اين خبر واقعيت دارد يا نه ؟

استعفاى ويلهلم از شاهى

بعد مذاكره شد كه ويلهلم قيصر استعفا از سلطنت داده و نيز فرمانفرما از شيراز محتمل است معزول شود ، چون‌كه پلتيك انگليسىها در اين مطلب يكى به دست آوردن دل شاه است كه از فرمانفرما كه خود را والاحضرت نموده بود بدش آمده بود ، يكى آنكه اهل فارس هم متنفر بودند از فرمانفرما در موقع لزوم رئيس الوزراء بشود . قبل از آمدن آقايان ، مرآت صحبت از بداخلاقى مصدق السلطنه و معاون السلطنه مىكرد . « 1 » مصدق السلطنه و اعتماد الاسلام يك نوشتهء جعلى به مهر آقا سيد عبد الله و غيره از علما به اسم مؤيد همايون كه خانه‌اش را بيع شرط گذاشته ، بالاخره هزار و چهارصد تومان از او گرفتند كه صلح كردند و گفتند چون ما به اين اندازه خرج كرديم ، تا ندهى دست نمىكشيم .

ترس آقايان از امضاى اعلاميه

بعد به‌تدريج تنكابنى ، مصدق ، عين ، متين ، معاون ، بينش ، گيوه‌فروش آمده مذاكره شد در باب اعتراضات . به‌واسطهء اينكه مرد ميدان نبودند ژلاتين با امضا را جرئت
هامش
( 1 ) . به‌علت فرسودگى متن يك سطر ناخوانا .