تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

روز سه‌شنبه 19 شهر رجب المرجب 1307

امروز بعد از نماز و ادعيه و غيره آمدم منزل جناب امين السلطان وزير اعظم و اشخاصى كه معمول است همه حاضر بودند . جناب آقاى امين حضور و جناب آقاى امين الدوله رفتند ميان باغ . من هم رفتم . اعليحضرت همايونى روحنا فداه در عمارت بادگير تشريف برده بودند . جناب آقاى امين الدوله زيارت كرده آمدند . در باغ قدرى نشستيم . سركار ايلخانى و آقاى امين حضور هم بودند ، بعد آمديم در اطاق دربار ناهار صرف شد . مختصر مذاكره در باب تنظيف شهر شد . حاجى احمد تاجر تبريزى دو سه فقره مطالبات از بعضى داشت . . . « 1 » به جناب مشير السلطنه عرض حال داد . از آنجا به فاصلهء دو ساعتى متفرق شدند . و مقرر شد كه فردا كه روز چهارشنبه بيستم شهر رجب المرجب [ است ] به دربار برويم ، يعنى همه حاضر باشند كه به حضور مبارك بروند . من آمدم خانهء شهرى نيم ساعتى نشستم و از آنجا سوار شدم . على مدد بيك و نعمت جلودار و محمد همراه بودند رفتم به طرف اصفهانك متعلق به جناب مستطاب آقاى عضد الملك دام اقباله ، به قدر يك ساعت آنجا بودم . باغ و آب و سبزه و خيلى باصفا بود . چاى صرف شد . قدرى خود را مشغول كردم . و امروز رقعه به جناب مستطاب آقاى امين السلطان دام اقباله نوشتم دادم اصغر خان برد خدمت جناب ايشان ، در فقرهء صدور دستخط مبارك و پانصد تومان انعام و خلعت مرحمتى اطلاع بدهند . خلاصهء مطلب اين بود كه در غياب شما موافق ابلاغ به جناب امين خلوت و دستخط مبارك كه خطاب به شما صادر شده است ، پانصد تومان مقرر شده به من مرحمت شود و يك . . . « 2 » ولى من از گرفتن آن پانصد تومان اكراهى دارم . منظورم كار و خدمتى است كه بتوانم كارى بكنم و كسان و متعلقان خودم را راه ببرم . اصغر خان رقعه را برده داده است . گفته‌اند جواب مىفرستم . و امروز مراجعت از اصفهانك آقاى لسان الملك را در راه ديدم با خودم آوردم . و نقيب السادات هم آنجا بود گفتم چاى آوردند و حالا نشسته‌ام . فرستادم حكيم فرنگى را بياورند منزل نبوده است . ديروز هم فرستادم جناب سلطان الحكما را زحمت بدهند بيايد . دورشكه بردند اسبهاى درشكه‌بازى كردند پياده شده است مراجعت كرده و نيامده است . و امشب كه شب چهارشنبه بيستم است نيم ساعت از شب گذشته جناب آقا سيد محسن و جناب لسان الملك رفتند . و يك عدد از نانهاى « فرنگىپزى » آوردند من
هامش
( 1 ) - جاى يكى دو كلمه سفيد است . ( 2 ) - جاى دو سه كلمه سفيد است .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 363 | ميرزا قهرمان امين لشكر