به ميرزا محمد حسين به هشتجين خلخال نوشتهام سفارشى كردم دادم آقا على ببرد بدهد به چاپارخانه برساند قبض بگيرد . و سفارش در باب قسط بكمز افندى و استفسار كارهاى خلخال است . پاكت و كاغذهائى كه امروز نوشتهام و به چاپارخانه فرستادهام اين است : پاكتى به اسم آقاى عبد الحسين خان پسر جناب امير نظام دام اقباله دادم به عبد اللّه خان سربازخانه برساند . پاكتى به ميرزا محمد حسين به هشتجين خلخال نوشتم دادم پسر آقا على به چاپارخانه برساند . سفارشى است . رقعه به جناب مستطاب امين الدوله دام اقباله احوالپرسى نوشتم دادم فراش برده است دربخانه . قدرى هم . . . « 1 » از قرارى كه آقا على مىگفتند سقف تالار آن خانه و اطاق پيش روى آن خراب شده است . و گفتم چهل چراغهاى آنجاها را باز كنند . بايد خداوند وسيله بسازد ، هوا هم مساعد بشود بنائى بيايد آنجا را تعمير نمايد . حالا كه ظاهر و باطن هردو خراب است . [ نسخهاى ] آقا ميرزا على اكبر خان طبيب كرمانى براى رفع ورم و آب ريزش چشم من نوشته داده است : زاج دو نخود - ترياك دو نخود - آبغوره قدرى مخلوط و محلول كرده اطراف چشم بمالند . ناهار آوردند خورده شد . قدرى « ترىچلو » با خورش خوردم . چند قاشق هم آش ماش با آب ليمو مخلوط كرده خوردم . حاجى حميد بيك از اطاق دربار و حضور دربار شرحى مىگفت . و زن مشهدى مهدى شربتدار آمده بود براى شوهرش خرجى مىخواست . مشهدى مهدى ناخوش است . حاجى حميد بيك تلگرافى از من به عزت اللّه خان به ساوجبلاغ مكرى گرفت كه طلب والدهء ميرزا حسين خان را بفرستد . و من چشمم را قدرى در ميان آب گرم به تجويز على اكبر خان شستم . و ميرزا حسين خان حالا پيانو مىزند و سه ساعت به غروب مانده است . كاغذى از محمد خان از تبريز رسيده است كه نوشته است سيصد تومان قرض مرا ميرزا يوسف خان داده است . . . « 2 » و نوشته است يك طاقه شال با شيرينى به مبارك باد ميرزا رفيع خان امين دفتر فرستادند . و جواب رقعهء جناب آقاى امين الدوله را آدم ايشان آورد در اندرون بودم . سواد رقعهء جناب امين الدوله دام اقباله :
« فدايت شوم - رقعهء عالى را در خانه زيارت كردم و باز به خانه برگشتم . . . « 3 » يقين اعتراض مىفرمائيد كه در اين گل و باران چرا در خانه رفتم و چه كردم . هيچ تعبير و تأويل صحيح ندارد و افسوس ندانيد كه تشريف نياورديد . اين دو سه روز يعنى هميشه گوشه . . . « 3 » دارى و پريشانى حواس مانع زيارت جنابعالى و تفقد حالات خيريت آيات
هامش
( 1 ) - جاى كلمهاى سفيدست .
( 2 ) - جاى دو كلمه سفيد است .
( 3 ) - جاى يك كلمه سفيد است .