تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
شدم رفتم منزل جناب وزير دفتر ، چون جناب وزير دفتر نقاهت داشتند عيادت كردم . يكى دو قليان صرف شد . خيلى مهربانيها كردند . خدا شفا بدهد . و از آنجا رفتم منزل سركار . . . « 1 » مدظله . و نواب معز الدوله برادرشان و نواب عميد الدوله آنجا بودند تخته‌نرد بازى مىكردند . تا مقارن غروب آنجا بودم . از آنجا آمدم اندرون والدهء ميرزا حسين خان . عبد اللّه خان آنجا بود . قطعه و غزل گفته بودم نوشتم دادم براى جناب مستطاب اجل آقاى امين السلطان وزير اعظم بردند . و اعليحضرت همايونى هم وقت مغرب از جاجرود تشريف مىآوردند . و محمود هم آمده بود . و ميرزا سيد اسمعيل هم امروز صبح اينجا آمده بود با دو سه فراش و رفتند . . . « 2 » براى من آوردند . و گفتند مشهدى اكبر چادردوز يك كاغذ داده بود . از مضمون آن چنين استنباط مىشود كه سهوا به من داده‌اند يا براى ديگرى نوشته بودند ، به علت اينكه من پانزده سال است كه با اينها طرف حسابى نبودم . . . « 3 » شب را شام خوردم و در ساعت چهار و نيم خوابيدم . از چشم چپ من زياد آب مىريزد . و امشب بارش زياد مىآيد .

روز پنجشنبه 22 شهر جمادى الثانيه اودئيل

صبح دو ساعت از دسته گذشته برخاستم نماز كردم . دوائى در چشم ريختم . و رقعه به ميرزا شكر اللّه نوشتم كه اينجا بيايد . و هما خانم استو قدوس درست كرده بخور بدهم و بخورم . و امروز كاغذ به آقاى عبد الحسين خان پسر جناب امير نظام نوشتم و در آن كاغذ به جناب ساعد الملك و نظام العلماء دعا رساندم . صورت دستخط مبارك را براى ملاحظهء جناب مستطاب امير نظام فرستادم و تنخواهى هم خواسته‌ام تا چه شود . پاكت را دادم على مددبيك برد به چاپارخانه برساند . دادم عبد اللّه خان كرايهء آن را از بكمز بگيرد سفارشى نمايد به چاپارخانه بدهد . رقعه هم به جناب آقاى امين الدوله نوشتم دادم عبد اللّه خان ببرند دربار اعظم برساند . . . « 4 » ميرزا على اكبر خان حكيم آمد چشم مرا ديد نسخه داد و گفت در ميان آب گرم روى را بشوئيد . ميرزا على اكبر خان حكيم مداوائى هم براى والدهء ميرزا حسين خان كرده است و دستور العمل داده است . و پاكتى هم امروز
هامش
( 1 ) - جاى اسم سفيدست . ( 2 ) - جاى يك كلمه سفيد است . ( 3 ) - جاى دو كلمه سفيدست . ( 4 ) - جاى دو كلمه سفيدست .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 334 | ميرزا قهرمان امين لشكر