تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
مقبرهء مرحوم على خان كه در حضرت عبد العظيم است و سى سال است كسان مرحوم سردار كل مبلغى خرج كرده‌اند با وقايع‌نگار گفتگو مىكردند . و حالا كه چهار ساعت از شب گذشته است شام آوردند كه صرف شد . وقايع‌نگار هم بود . برف هم مىآمد . و بعد از آن وقايع‌نگار رفت به خانهء خودشان .

به تاريخ روز يكشنبه 18 شهر جمادى الثانيه اودئيل 1307

امروز صبح بعد از نماز و ادعيه قنداغى خوردم ، قليانى كشيدم و يك قاشق از آن دواى حكيم فرنگى خوردم . قدرى رطوبت از دهن آمد و دلم را قدرى بهم زد . يك ساعتى خودم را مشغول كردم . آقاى نقيب السادات آمد دورشكه آوردند به اتفاق رفتيم خانهء متولىباشى صدر قزوينى . ناهار آنجا موعود بوديم . آش رشته و ساير ملزومات و شيرينىآلات و غيره صرف شد . پهلوى كرسى افتاده از هر جا مذاكرات شد . وقايع‌نگار هم بود . زودتر رفتند به خانهء جناب آقاى امين السلطان براى اجلاس كار تيول راونج « 1 » تيولى خودشان . من هم تا يك ساعت و نيم به غروب مانده منزل جناب متولىباشى آقاى صدر قزوينى بودم . از صحبتهاى ايشان لذتها بردم . از آنجا به درشكه نشسته از ميان بازار كلاهدوزها آمديم رفتيم خانهء جناب مستطاب آقاى وزير اعظم امين السلطان دام اقباله . ايشان با يكى دو نفر فرنگيها كار داشتند و گفتند جناب مستطاب اشرف مشير الدوله بالاخانه هستند . نواب ضياء الدوله و من رفتيم بالاخانه نشستيم ، قهوه و قليان و چاى صرف شد . پس از آن جناب مستطاب آقاى امين السلطان دام اقباله فرستادند اگر مرا مىخواهند ببينند من پانزده دقيقه وقت دارم . به اتفاق رفتيم در اطاق ايشان روى صندلى چند دقيقه نشستيم . قليانى صرف شد . برخاستم آمدم به طرف اندرون . آقا على هم اينجا بوده رفته خانهء پائين . و جلودار آمده بود كه عبد الله خان عليق مالها را نداده است . من گفتم به آن علاف بگويند كه خرج مالها را بدهد ، براتى ان شاء اللّه مىدهم . امسال براى عليق مالهاى من خيلى به من صدمه زدند . همه از پدرسوختگى عبد اللّه خان است . و آقاى نصر الملك چهار شيشه ترشىآلات امروز براى من فرستاده‌اند تا بعد چه شود . و رقعهء خصوصى كه به جناب آقاى عضد الملك نوشته بودم و احوال‌پرسى كرده بودم جواب آن را حاجى حميد بيك آورد در خانهء جناب صدر متولىباشى به من داد . امشب
هامش
( 1 ) - راونج از توابع شهرستان قم .