پيشخدمت . . . « 1 » كه از طرف جناب آقا ميرزا مهدى قاضى سلمه اللّه پسر مرحوم حاجى ميرزا هاشم آقا هم اشاره كرده بود . و امروز پاكتى به جناب امير نظام دام اقباله در باب خواهش چهار صد تومان تنخواه كردم و از كسالتهاى خودم نوشتم . و به جناب ساعد الملك كاغذى نوشته و مختصرى هم به ميرزا يوسف خان نوشتم در جوف كاغذ ايشان فرستادم به چاپارخانه بدهند . و ناهار را در منزل خوردم . كسى خارج آنجا نبود .
طرف عصر سوار شدم طرف خيابان باغ ايلخانى گردش كردم . آقا قاسم تاجرباشى « 2 » را ديدم . منزل [ او ] آمدم يك قليانى كشيدم . چند بار مشروبات در منزل او مىآوردند و دو . . . « 3 » از مشروبات صرف شد . از آنجا آمدم منزل . شب را كسى پيش من نبود . والدهء ميرزا حسين خان و بچهها بودند . وقت شام چهار ساعت از [ شب ] گذشته شام صرف شد و حالت كسالت هنوز باقى است خوابيدم .
به تاريخ سهشنبه 29 شهر جمادى الاولى اودئيل 1307
امروز صبح نماز و ادعيه بهجا آورده ، اسب خواستم با دورشكه آوردند رفتم منزل آقاى نصر الملك نقاهتى داشتند عيادت كردم و كسى آنجا نبود خودشان بودند . حاجى علاء الملك آمدند ناهار مأكولى حاضر و صرف شد و چند دست تخته نرد بازى كرديم .
قدرى پهلوى بخارى افتاديم و حرفهاى متفرقه گفتيم و دو ساعت و نيم به غروب مانده بعد از صرف چاى از منزل سركار آقاى نصر الملك اسب حاضر كردند سوار شدم آمدم در سر راه خانههاى قديم مرحوم اسمعيل خان خزانه . . . « 4 » كه حالا مقرب الخاقان اسفنديار خان پسر مرحوم حسينقلى خان ايلخانى بختيارى خريده و آنجا نشستهاند . او را هم ديدن كردم . سيد احمد شوشترى هم همراه بود . يك قليانى آنجا كشيدم آمدم منزل .
بعد از آمدن منزل قدرى فاصله آقا على و حاجى حميد بيك آمدند و با اين تاجر كمپانى كه اين جعبههاى ساز را مىفروشد و در دكاكين پشت باغ قديم من منزل دارد ، در فقرهء يك جعبهء ساز كه به من داده است و من نمىخواهم حرف مىزنند . و در راه كه از منزل
هامش
( 1 ) - جاى اسم سفيدست .
( 2 ) - اين شخص كه نامش پيش ازين آمده بود به قرينهء اينكه نزديك باغ ايلخانى با او تلاقى دست داده است همان كسى است كه كوچهء آقا قاسم شيروانى ( در خيابان نادرى سابق ) به نام اوست و اين كوچه در شمال شرقى باغ ايلخانى واقع مىشده . دو صفحه بعد مصرحا نسبت شيروانى او را آورده .
( 3 ) - جاى كلمهاى سفيدست .
( 4 ) - جاى كلمهاى سفيدست .