كردم . كسى اينجا نبود تنها بوديم . جناب آقا سيد محسن نقيب السادات هم امروز صبح ديدن من آمدند به اتفاق او را بردم در منزل جناب آقاى عضد الملك . در نارنجستان پشت كرسى نشستيم . قدرى از هر جا صحبت كرديم . وقت ناهار شد ناهار آوردند خورديم . قدرى كتاب نگاه كرديم تا طرف عصر . از آنجا من آمدم ديدن جناب قوام الدوله . نقيب السادات رفت به طرف منزل خودشان . من به قدر نيم ساعتى منزل جناب قوام الدوله بودم . تنها با نعمت جلودار آمدم از سبزه ميدان و بازار به طرف خانه . و فرستادم ببيند آقا على كجاست بيايد پيش من . منزل نبوده است . محمد آقا و نايب كريم از آن خانه آمدند در خيابان ناصرى به من رسيدند . و نعمت بيك جلودار را فرستادم برود سيد احمد شوشترى را بياورد و خودم آمدم منزل . پيانو را كه داده بودند فرنگى تعمير نمايد تعمير كرده آورده است . ميرزا حسين خان قدرى زد . و امروز جناب قوام الدوله باز در مقام خيريت ديدم كه مىگفتند آخر كارها به اين ترتيب چه خواهد شد . و مىگفتند كار جناب مستطاب آقاى امين السلطان هم در استحكام است . و مىگفتند امروز اعليحضرت همايونى روحنا فداه مىفرمودند پانزده روز بعد از نوروز به طرف استرآباد تشريففرما مىشوند . از طرف . . . « 1 » مىروند . ديگر آنكه تا عيد ان شاء اللّه تكليفى براى من معين مىكنند . . . « 2 » خلاصه آنجا هم يك پياله قهوه خوردم و قليانى كشيدم . به طرف اندرون بيرون آمدم . در اندرون جعبهء سازى كه از فرنگى آوردهاند ميرزا حسين خان كوك كرده قدرى زدند . و پهلوى كرسى نشستهام تا بعد چه شود . و امروز آقاى عزيز السلطان خانهء نواب و الا سيف الملك رفته است و يك اسب گفتند به او تعارف كردهاند و بيست و پنج تومان به عملهجات او دادهاند . شب در اندرون بودم . بعد از شام و غيره خوابيدم .
به تاريخ دوشنبه 28 شهر جمادى الاولى 1307
امروز صبح از پهلوى كرسى حركت نكرده دو سه قطره دوائى به چشم خودم ريختم . حاجى حميد بيك آمد از بابت كربلائى عبدل حرف زد كه خرجى ندارد . بعد از آن آقا على آمد او هم قدرى از بىپولى و وضع پريشانى آدمها حرف زد . و دو پاكت از تبريز رسيد يكى از جناب مستطاب امير نظام دام اقباله ، يكى از آقا محمد ابراهيم
هامش
( 1 ) - جاى كلمهاى سفيدست .
( 2 ) - نصف سطر سفيد است .