نرفته بودم . در منزل جناب نير الملك ، مقرب الخاقان آقاى نديمباشى كاشى ناظم مدرسه و جناب نقيب السادات و چند نفر ديگر بودند . اطاق گرمى بود قدرى نشستم . ناهار آوردند دو خوانچه آنجا گذاشتند ناهارى صرف شد . بعد از صرف قهوه و قليان دورشكهء مرا هم محمد على آورده بود سوار شدم آمدم خانههاى شهرى پهلوى كرسى افتادم . وقتى كه از منزل نير الملك به خانه مىرفتم در راه مقرب الخاقان ميرزا زين العابدين خان نايب الوزارهء كاشى را ديدم كه سوار است مىرود منزل جناب آقاى مشير الدوله . و گفتند آدم خودتان را روز چهارشنبه براى قطع حرف عاليجاه داداش بيك به مجلس بفرستيد . وقتى منزل رفتم كاغذى به آقاى امين الملك در مطلب كار تبريز محرمانه نوشتم دادم على مدد بيك براى آقاى امين الملك برد . و امروز در منزل نير الملك جناب آقا سيد محسن نقيب السادات هم بود . در مراجعت در دورشكه با من آمد و در نزديك بازار شمس العماره رفت به طرف منزل خودشان . و جواب كاغذى كه خدمت جناب آقاى عضد الملك احوالپرسى نوشته بودم آدم ايشان آورد مجددا ملاحظه كردم . و طرف عصر ميرزا رضا قلى حكيم پيش من آمدند . قدرى هم با او حرف زديم .
فرستادم امين الاطباء را بياورند گفتند منزل آقاى امين السلطان است . و از فوت مرحوم ميرزا تقى ضياء الملك تفرشى كه در راه قزوين و زنجان از سرما فوت شده مذاكره شد .
و جناب نير الملك « 1 » امروز مىگفتند كه از طرف اعليحضرت همايونى روحنا فداه به جناب امير نظام تلگراف شد كه هركسى را براى محاسبات آذربايجان انتخاب مىكنى بنويس فرستاده مىشود . و از دوائى كه حكيم فرنگى فرستاده كه روزى دو سه قطره چشم بريزم ، حالا يك ساعت و نيم از شب گذشته است دو سه قطره در چشم ريختم . و حسينعلى خانه شاگرد را فرستادم برود سيد احمد شوشترى را بياورد . جواب آورد كه سيد احمد نبوده است . پس از آن قدرى كتاب خواندم ، نماز كردم ، شام آوردند صرف شد . در ساعت پنج خوابيدم .
دوشنبه 21 شهر جمادى الاولى اودئيل 1307
امروز صبح زود رفتم سر حمام نماز كردم و آمدم اطاق پهلوى بخارى بخور استوقدوس دادم . سيد احمد شوشترى آمد مىگويد ديشب اينجا پيش آقا على بودم . و
هامش
( 1 ) - در حاشيه امين لشكر نوشته است : نير الملك آقاى جعفر قلى خان برادر جناب آقاى مخبر الدوله وزير علوم و رئيس مدرسهء دار الفنون ( مطلب تكرارى است ) .