به تاريخ پنجشنبه 13 شهر ربيع الاول اودئيل
امروز بعد از نماز و غيره دوائى كه امين الاطباء تجويز كرده بودند صرف شد و دوائى كه بايد در چشم بريزم آقا على ريخت . و اين اشخاص هم اينجا آمدند . « 1 » و وقت ناهار ، ناهارى آقا على حاضر كرد صرف شد و چند دقيقه خوابيدم . و طرف عصر دورشكه آوردند سوار شدم . از خيابان باغ ايلخانى منزل آقاى علاء الدوله دام اقباله رفتم ديدنى كردم . قليان و قهوه صرف شد . از آنجا از خيابان جديد باغوحش عبور كردم ، زمينى كه باقى مانده است و آقا على مىگويد اينجا را خوبست ابتياع نمائيد ، آنجا را ديدم و آمدم منزل جناب مستطاب آقاى امين السلطان دام اقباله . امين الاطباء و آقاى صاحب جمع آنجا بودند قليانى كشيدم و . . . « 2 » آمدم . و جناب آقاى صاحب ديوان هم امشب جناب آقاى امين السلطان را مهمان كردهاند . از آنجا آمدم طرف منزل . آدم فرستادم از جناب حاجى محمد رحيم خان مشهور به آقازاده ولد حاجى محمد كريم خان احوالپرسى كردند . و آدمى فرستادم جناب نقيب السادات را بياورند منزل و خودم از منزل بعد از مغرب رفتم اطاق جناب آقاى آقاميرزا ابو الحسن جلوه آنجا هم قليانى كشيدم ، قهوه خوردم . وقايعنگار هم آنجا آمدند و آمدم منزل با نقيب السادات . و آقا سيد على اكبر شاه پسر مرحوم آقا سيد قاسم و آقا سيد حبيب پسر مرحوم آقا سيد محسن اينجا آمدند و يك مجلس روضه خواندند و شام آنجا بودند و بعد از شام رفتند . در ساعت پنج از شب گذشته بود كه من خوابيدم . وقت خواب سه دانه حب كوچك امين الاطباء داده بود خوردم و خوابيدم .
به تاريخ جمعه 14 شهر ربيع الاول اودئيل 1307
امروز صبح در ميان رختخواب كه بودم امين الاطباء [ آمد ] و گفتند باز پنج دانه حب كه به آقا على دادهام بايد بخوريد و بعد آب گرم يا قنداغ عقبهء اوست . امروز چيز ديگر نبايد بخوريد . اين حبها گويا مليّن است . ان شاء اللّه مفيد باشد . قدرى فاصله خيلى منفعت شد و سه چهار دفعه بيرون رفتم و يكى دو دفعه زردآب و غيره استفراغ شد . يكى دو فنجان عرق گاو زبان [ و ] نبات آقا على داد خوردم و پس از آن نخود آب پنج شش قاشق
هامش
( 1 ) - به اسم اشخاص اشارهاى نشده است .
( 2 ) - جاى يك كلمه سفيد .