تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

روز يكشنبه 17 شهر صفر المظفر اودئيل 1307 ورود به قزوين

امروز به عادت هر روز بعد از بيدار شدن از خواب و اداى نماز و دعوات قدرى پيش چادر آتش كردم . يك فنجان « استوقدوس » صرف كرده سوار شده به طرف قزوين به قدر دو فرسخ آمدم . در كنار نهر آب نزديك خشچال « 1 » ناهار حاضر كرده خوردم . و اصغر خان را پيشتر فرستادم كه به جناب آقا ميرزا ابو القاسم مشهور به حكيم اطلاع بدهند كه من آنجا منزل مىكنم . و خودم آمدم تا نزديك باغات قزوين چند دسته سوار و غلام از چگنى و ايلات استقبال موكب مبارك آمده بودند . و در باغات جمعى از علما و تجار ، در شهر از زن و مرد صفها بسته ، تمام مردم و اهالى قزوين براى استقبال موكب مبارك در كوچه‌ها ايستاده بودند . باقر خان حاكم ديوار و برج و حصار قلعهء قزوين را مشغول تعمير و بنائى است و بيدقهاى الوان براى تشريف‌فرمائى موكب مبارك در ديوارها نصب كرده بودند . و عمارت ديوانى قزوين را كه خيلى مخروبه بود تعمير كرده بودند و حالا هم مشغول هستند . و من امشب كه شب دوشنبه است در خانهء آقا ميرزا ابو القاسم با آقاى ساعد الملك هستيم و مىگويند آقاى ميرزا عبد اللّه خان پيشخدمت خاصه هم مىآيد .

روز دوشنبه 18 شهر صفر المظفر اودئيل 1307 توقف در قزوين

بعد از نماز و ادعيه امروز اول خدمت حضرت مستطاب اشرف و الا جناب نايب السلطنه روحى فداه رفتم و بعد به عمارت ديوانى منزل جناب مستطاب آقاى وزير اعظم امين السلطان مد ظله . جمعى بودند ، پسر حاجى محمد حسن امين الضرب و تجار قزوينى بودند . قدرى نشسته ، پس از آن ساعد الدوله و صاحب اختيار و عزيز اللّه خان و ساير را به حضور مبارك بردند . و جناب آقاى امين السلطان به حضور رفتند . و من آمدم منزل جناب آقا ميرزا ابو القاسم ناهارى خورديم و چند دقيقه ساعد الدوله هم آمدند
هامش
( 1 ) - خشك‌چال امروز .