تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
- حاجى حميد بيك اشرفى يك عدد - به توسط عبد الله خان داده وجه تلگراف انپريال عدد + اشرفى عدد - والدهء ميرزا احمد خان اشرفى عدد - آقا على انپريال عدد - آدمها كه همراه بودند اشرفى عدد - جواب مخابرهء تلگراف و جواب كه از طهران تبريك عيد آقايان شده انپريال دو عدد + اشرفى عدد موجود در كيسه : انپريال سه عدد + اشرفى هيجده عدد در ساعت پنج شام صرف شده آمدم در اندرون خوابيدم .

روز جمعه 18

امروز صبح به دستور العمل حكيم كاستلى نمك فرنگى دوازده مثقال حاجى حميد بيك حاضر كرده در اندرون صرف شد . آقا على قرصى « 1 » آورد . گماشتهء جناب مستطاب امير نظام دام اقباله آمده بود كه پيغام داده‌اند بروم خدمت ايشان كه به اتفاق چون روز عيد است دربخانه برويم . من نوشتم كه مسهل خورده‌ام نمىتوانم بيايم . رقعه در جواب نوشتند . و من بعد از خوردن نمك ، يكى دو فنجان تمر خوردم و در اندرون هستم . تلگرافى به ساوجبلاغ به خط حاجى حميد بيك نوشتم كه به آقاى حاجى سيف الدين خان گفته شود براى فرستادن زين و يراق . و طرف ظهر قدرى آب نخود آب و غيره خوردم و خودم را قدرى مشغول كردم و يك ساعت به غروب مانده رفتم منزل جناب مستطاب امير نظام دام اقباله ، يكى دو قليان آنجا صرف شد . مقارن غروب آفتاب با ايشان رفتم در خانهء حضرت مستطاب و الا وليعهد روحى فداه و شب را در منزل نواب نصرت الدوله كه حياط و صندوقخانهء مباركهء حضرت مستطاب اشرف و الا وليعهد روحى فداه است و شبى است كه عروس سلطان مجيد ميرزا را مىبرند ، جمعى بودند : جناب ساعد الملك ، بيگلربيگى ، مستشار الملك ، عزيز الله ميرزا ، ساير عمله‌جات . قدرى بازى كردند و در ساعت چهار شام صرف شد . و در ساعت پنج از شب گذشته عروس را حركت دادند . جناب امير نظام و همراهان از درب اندرون تا ميدان توپخانه مشايعت
هامش
( 1 ) - اصل : قرسى ( احتمالا آنطور خوانده شد ) .