كه فاطمه خانم كه در كلوانق است و مىگويند عقد شده ، آن عقد مجبور بوده و ميرزا محمود قاضى كه نوشته است من عقد كردهام ، عقد او صحيح نيست و خدمت جناب مجتهد سلمه الله دو سه دفعه اين آخوند زحمت داده است . من سابقا به ميرزا يوسف خان نوشته بودم ، او نوشته است كه دختر در حضور جمعى اقرار كرده است و اين آخوند براى طمع اين حرف را در ميان انداخته است . قرار دادم بماند تا دو روز ديگر ميرزا يوسف خان بيايد و احتياطا دختر را دفعهء ديگر بياورند خدمت جناب مجتهد سلمه الله تجديد اقرار بكند و ناهارى صرف شد خورديم . وقت ناهار كسى اينجا نبود مگر سيد شوشترى و آقا على . پس از آن قدرى خوابيدم و كتاب خواندم .
و امروز گفتند از طرف همايونى به جناب مستطاب امير نظام دام اقباله تلگراف رسيده بود كه ورود و تشريف فرمائى موكب همايونى به سرحد [ را ] بعد از عاشورا قرار دادهاند .
و گفتند جناب مستطاب امير نظام دام اقباله دو سه نفر از مهاجرين را تنبيه كردهاند . چون آنها خواسته بودند خلاف حكم نموده ، جزو سوارهء قزاق جمعى نصرت الدوله بودند و به لباس قزاقى ملبس بودند . و طرف عصر قدرى خربزه اصغر خان آورد صرف شد . بعد از آن يك فنجان چاى خوردم . و جناب ملا ابو القاسم اصفهانى ملاباشى قديم حضرت و الا وليعهد روحى فداه كه آشناى قديم من هستند آمدند و كاستلى صاحب هم آمد . و شب را گماشتهء جناب مستطاب امير نظام آمد خدمت ايشان رفتم . مستشار الملك و عزيز الله ميرزا آنجا بودند قدرى بازى كردند تا ساعت پنج آنجا بوديم و آمدم اندرون والدهء ميرزا حسين خان .
روز شنبه 12 ذى حجة الحرام
امروز صبح در اندرون نماز كرده آمدم خانهء ميرزا يوسف خان ادعيه و قرآن تلاوت كردم . از تلگرافهاى روز عيد دو فقره جواب آمده ، يكى از حضرت اسعد و الا نايب السلطنه روحى فداه و يكى از جناب قوام الدوله و پانزده هزار به حامل تلگراف داده شد . جواب از طرف حضرت و الا آقاى نايب السلطنه روحى فداه :
11 شهر ذى حجة الحرام . جناب امين لشكر . تلگراف تبريك شما به توسط امير الامراء العظام نصر الملك امير تومان رسيد . ان شاء الله احوال شما مقرون به صحت و سلامت است . اين عيد بر شما مبارك باد . نايب السلطنه .
جواب از جانب قوام الدوله :