تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
جناب آقاى امين لشكر - عيد بر شما و تمام اولاد و خانوادهء شما مبارك باشد . خدا فرجى كرامت فرمايد . قوام الدوله . وقت ناهار شد . شريف العلماء اينجا بودند ناهار صرف شد . و كاغذى از ميرزا محمد حسين و نايب ابو القاسم و رعاياى كزج خلخال رسيده بود كه رقم ملكيت كزج را كه نايب ابو القاسم برده بود تشكر كرده بودند . بعد از آن قدرى استراحت كردم و ميرزا حسين خان قدرى هلو و انگور و شليل از باغى كه دختر سيده خانم زن بهرام بيك . . . « 1 » و آنها آنجا رفته بودند فرستادند . و آقا على هم آنجا رفته بود . پس از آن طرف عصر جناب مستطاب امير نظام دام اقباله تشريف آوردند قدرى توقف شد و مرا هم با خودشان به اتفاق برداشتند و با دورشكهء ايشان رفتيم منزل جناب ساعد الملك . آنجا جناب نظام العلما ، دبير السلطنه هم بودند . جناب نظام العلماء باز شكايت از نظام الحكماء داشتند . قدرى حرف ازين مقوله زدند . قدرى شيرينى و شربت آلات و غيره آوردند صرف شد . اسب كبود خيلى خوش اندامى محمد آقاى مامشى « 2 » براى جناب امير نظام دام اقباله فرستاده بودند ملاحظه كردند . پس از آن صرف قهوه و قليانى شد . در خدمت جناب مستطاب امير نظام به منزل خودشان رفتند و من هم با دورشكهء ايشان آمدم اندرون والدهء ميرزا حسين خان نماز كردم . قدرى با اطفال خود را مشغول كرده ، ولى شام نخوردم و خوابيدم . و ميرزا عيساى مسيحى « 3 » امروز طرف عصر كاغذى از ميرزا امين آورد كه در باب عمل داداش بيك قراباغى نوشته بودند كه دو هزار تومان قبضهاى داداش‌بيك نزد كسى هست و بيست تومان مىخواهد كه آن قبضها را بدهد . امروز اصغر خان فرستاد چند دانه آمله پرورده و زنجبيل نمونه آوردند كه بپسندم دو كوزه بگيرند كه صبح‌ها هر روز قدرى صرف شود . و امروز آقاى معز الملك رقعه نوشته بودند كه جناب مستطاب امير نظام شب دوشنبه و روز دوشنبه در « بارنج » مهمان ايشان هستند . مرا هم دعوت كردند كه بروم .
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخوانا شبيه : كرد . ( 2 ) - در حاشيه نوشته است : محمد آقاى مامشى ساكن لاهيجان ساوجبلاغ مكرى است . [ غير از شهر لاهيجان در استان گيلان است ] . ( 3 ) - اين اسم به خط ناخواناى خود امين لشكر نوشته شده .