تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
طرف عصر نزديك مغرب خيال رفتن منزل جناب مستطاب امير نظام را داشتم . آدم ايشان آمد رفتم باغ جناب امير نظام . نواب نصرت السلطنه و عزيز الله ميرزا و خانبابا خان بودند . مشغول بازى و غيره شدند . تا ساعت نزديك اذان صبح شد . من آمدم منزل والدهء ميرزا حسين خان خوابيدم .

روز جمعه 13 شهر ذى قعدة الحرام

امروز صبح ميرزا يوسف خان آمد در باب اتمام كار كربلائى عباسعلى ، و گماشتهء جناب امير نظام آمد به باغ شمال برويم . آنجا به حضور مبارك حضرت و الا وليعهد روحى فداه مشرف شديم . در حضور مبارك بوديم . پس از آن آمديم در عمارت ديگر كه حال در باغ شمال ساخته‌اند ، آنجا جناب ساعد الملك و بيگلربيگى و غيره بودند . ناهار حاضر بود صرف شد . قدرى بازى كردند و من چند دقيقه استراحت كردم . هوا خيلى گرم بود . ميوه‌آلات و غيره هم آوردند . تا يك ساعت به غروب مانده در باغ بوديم . دو رأس اسب براى حضرت اقدس و الا وليعهد روحى فداه و جناب مستطاب امير نظام دام اقباله . . . « 1 »

[ چهارشنبه 18 شهر ذى قعدة الحرام ]

. . . مستطاب امير نظام مد ظله نوشتم و شب را هم در چادر جناب مستطاب امير نظام بودم تا ساعت پنج از شب گذشته . حاجى صدر الدوله و عزيز الله ميرزا هم بودند . و بعد از صرف شام آمدم در چادر ديگر كه منزل من است خوابيدم . و نماز مغرب و عشا را در اول شب در چادر كوچك جناب امير نظام به‌جا آوردم و آدم ميرزا عبد الله خان كدخدا . . . « 2 » رفت شهر . جواب مطلبى كه در باب صد و سه قريهء بيرام « 3 » تيولى و ملكى جناب معين الملك . . . « 4 » ديوانخانهء « 5 » تبريز فرستاده بودند ، دادم به جناب مستطاب امير نظام
هامش
( 1 ) - اينجا مقدارى افتادگى هست . مطلب پس از اين مربوط به چهارشنبه 18 ذى قعده است و در باسمنج بوده است . ( 2 ) - جاى يك كلمه سفيد . ( 3 ) - اصل بىنقطه . در منطقهء آذربايجان « بايرام » متعدد وجود دارد . ( 4 ) - جاى يكى دو كلمه سفيد . ( 5 ) - اصل : ديوانه‌خانه .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 124 | ميرزا قهرمان امين لشكر