سپاه غم گرفت اطراف ما را * چو فوج خاصه در وقت « دفيله »
خداوندا به حق هشت و چارت * مرا آسوده كن با هر وسيله
مرا مير اجل از خود خجل كرد * مرين يك تن به است از يك قبيله
دادم به حاجى حميد خدمت جناب امير نظام دام اقباله برده رسانيده بود . جناب اجل آقاى امير نظام اين رقعه را در جواب او به من نوشته بودند . سواد رقعهء امير نظام دام اقباله :
« فدايت شوم - هليله با اين قطعه بر بنده واجب كرد كه امشب اسبى به جنابعالى پيشكش نمايم . و از امروز تا ده روز ديگر ادا خواهد شد . اگرچه هر قدر اظهار ملالت و دلتنگى بفرمائيد حق داريد . اما دل قوى داريد كه ان شاء الله گشايش نزديك است . تا نيم ساعت ديگر با درشكه مىآيم و جنابعالى را برداشته منزل نصرت الدوله مىبرم . »
به تاريخ روز جمعه 28 شهر شوال المكرم اودئيل 1306
امروز صبح از منزل والدهء ميرزا حسين خان بعد از نماز و ادعيه و صرف چاى دورشكه آورده رفتيم باغ جناب مستطاب امير نظام دام اقباله و با ايشان سوار شديم . در باغ مقرب الخاقان حاجى شيخ تاجر قزوينى كه در محل خيابان واقع است و نزديك قورخانه است و از طرف باغ شمال مىگذرد . مقرب الخاقان حاجى شيخ تدارك ناهار مفصلى ديده بود و اين اشخاص هم بودند : نواب نصرت الدوله ، نواب نصرت السلطنه ، جناب مستشار الملك ، آقاى حاجى صدر الدوله ، آقاى بيگلربيگى ، آقاى معز الملك ، جناب مشير نظام ، مقرب الخاقان خانبابا خان ، نواب عزيز الله ميرزا ، سيد احمد قصير ، شاهزاده حكيم ، ميرزا حسين خان پسر مرحوم ميرزا رضاى لاريجانى « 1 » و ميرزا فضل الله مبشر السلطنه رئيس تلگرافخانهء تبريز ، حاجى ميرزا كاظم وكيل تبريز پسر مرحوم ميرزا پاشاى وكيل تبريزى . ناهار مفصلى حاضر شد و صرف شد . شيرينى آلات و غيره بود .
بعد از ناهار جناب مستطاب امير نظام دام اقباله با جناب مستشار الملك و بيگلربيگى و ساير هم در چادرهاى ديگر مشغول بازى شدند . آقاى حاجى صدر الدوله امروز در اين باغ به حمام مقرب الخاقان حاجى شيخ مشرف شدند .
و همراه من امروز آقا على و عبد الله خان و على مددبيك و جلودار و قهوهچى و
هامش
( 1 ) - درست خوانده نمىشود . لاريجانى احتمالى است .