گذاشتم هزار تومان از جائى تدارك نموده قدرى به كربلائى عباسعلى بدهم و قدرى هم صرف مخارج يوميه نمايم . ميرزا ابو الحسن خان پسر مرحوم ميرزا بابا خان آقاى منشى هم بود و ناهار صرف شد و تلگرافى به حاجى محمد حسن كردم كه به جناب مستطاب آقاى امين السلطان دعا برساند و به جناب مجد الدوله و به جناب امين الدوله دعا رساندم .
دادم ميرزا يوسف خان بدهند تلگرافخانه بزنند . مبلغ نه تومان مخابره مىشود ( ؟ ) قدرى راحت كردم . قدرى مغز خيار و سكنجبين خوردم و دورشكه خواستم رفتم به خانهء آقا ميرزا عظيم مستوفى گردشى كردم . بعد از مراجعت گفتند جناب مستطاب امير نظام تشريف آورده بودند كه مرا هم با خودشان منزل جناب وكيل الملك [ ببرند ] و خانه كه ساختهاند تماشا كنند . من كه نبودم رفته بودند . من هم بعد از مراجعت عبد الله خان را فرستادم عذرخواهى كردم و شب را هم در اندرون رفتم و بعد از آن آمدم . آقا ميرزا يوسف خان ، سيد شوشترى ، محمد خان ، اصغر خان و آقا على بودند و چند دست تختهبازى كردند و شام صرف شد و ساعت پنج خوابيدم . و ميرزا حسين خان نقاهت دارد . ان شاء الله خداوند صحت بدهد . و نايب ابو القاسم بايد . . . « 1 » برود [ درصدد ] تهيهء مال و خرجى است .
روز سهشنبه 3 شهر ذى قعدة الحرام « 2 »
امروز خيلى دير از خواب برخاستم . بعد باقر آدم نصرت الدوله كه سابقا نزد مرحوم ميرزا داود بود سينى توت آورد قدرى خوردم . و آقا حسينعلى علاف كه با ميرزا يوسف خان حساب دارد آنجا آمد . . . « 3 » و تلگراف كه به جناب امين السلطان و آقاى امين الدوله و جناب حشمت الدوله كرده بودم امروز دادم آدم ميرزا يوسف خان بفرستد بگويند .
و جناب آقا سيد عليرضا اهل هندوستان است كه در كلكته وطن داشته ، قريب بيست و دو سال است از هندوستان به اين طرف آمده مىگويد با برادرم از هندوستان به مصر آمديم و قريب هفده سال است از مصر آمده به طرف تفليس و از آنجا به تبريز آمده است . اكثر اوقات . . . « 4 » از آقاى على خان حاكم رضا مندى دارد . وقت ناهار ، ناهارى
هامش
( 1 ) - جاى دو كلمه سفيد بود .
( 2 ) - تواريخ تا روز هفتم ذى قعده اشتباه بود كه اصلاح شد .
( 3 ) - جاى دو سه كلمه سفيد است .
( 4 ) - جاى دو كلمه سفيد .