يكشنبه 23 شهر شوال المكرم - توقف باسمنج
در باغ حاجى ميرزا فرج خان ياور كه جناب مستطاب آقاى امير نظام آنجا هستند ، امروز جنرال قونسول روس را با خانوادهء او دعوت كرده بودند و تدارك و تهيهء خيلى خوب فراهم آورده بودند و در سر ناهار بيست و دو سه نفر حاضر بودند كه صرف ناهار و مشروبات شد و موزيكانچيها هم بودند . در وقت ناهار مىزدند و جنرال قونسول هم ساز كوچكى داشت قدرى زد . و ممدداد ( ؟ ) اعمى كرد تار زد و مجلس خوبى بود . و زن جنرال قونسول روس و دختر تاجرباشى روس و انگليس آنجا بودند و دختر تاجر باشى خيلى خوشگل است . ميرزا حسين خان هم پيانو زد . ( و آقا باباى گروسى هم قدرى تنبك مىزد - حاشيه ) .
و امروز شاهزاده حكيم اينطور دستور العمل مىدهند كه مقرر شده و خواهند فرستاد :
روزى پنج نخود در شربت حل كرده صبح و عصر صرف شود . يدوردپتاسيوم : روزى دو نخود يك نخود صبح يك نخود شام . قبل از ناهار و شام در شربت قند ريخته ميل شود . ( و از ماست و دوغ و ترشى آلات به قدر امكان احتراز بشود - حاشيه ) .
و شب دوشنبه 24 را هم در چادر جناب مستطاب امير نظام مد ظله بوديم . قدرى عزيز الله ميرزا با جناب مستشار الملك شريك شدند با جناب امير نظام مد ظله و نواب نصرت السلطنه بازى كردند . بيست انپريال جناب مستطاب امير نظام مد ظله و نواب نصرت السلطنه به جناب مستشار الملك و عزيز الله باختند .
به تاريخ دوشنبه 24 شهر شوال المكرم
امروز صبح كه بيدار شدم نماز كرده قدرى ادعيه تلاوت شد . سلمان بيك پسر سليمان بيك آمد در باب كار خودش به جناب مستطاب امير نظام دام اقباله و معاملهء ملك كه در مراغه كرده است حرف و مطلب دارد . قدرى هم خود را مشغول حرفهاى متفرقه كردم . نزديك ناهار شد در چادر جناب مستطاب امير نظام ناهار صرف شد . نواب نصرت السلطنه و خانبابا خان و چند نفرى بودند . ناهار خوردند . قدرى كه گذشت مشغول بازى تخته شدند . من قدرى بودم و آمدم در آلاچوب قدرى راحت شده نماز كردم . و بعد از مغرب مجددا به چادر جناب مستطاب امير نظام رفتم و نماز مغرب و عشا را هم آنجا بهجا آورده ، نواب نصرت السلطنه و مستشار الملك و عليرضا خان سرتيپ و