تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
جهان‌بانى و شاهراه خاقانى ، بيرون و در طريق مَعوَج گمراهيى ، وى را داخل و به افسانه‌هاى باطل بىحاصل ، او را مغرور و مفتون نمودند و بازار سياستش را بىرونق و رياستش را ضايع مطلق كردند . امور خرصالحى و زاهدى ، چنان بالا گرفت و امور عقليه و كارهاى موافق حكمت و تدبير در امور ، نيست و نابود گرديد . ديباچهء بعضى از مؤلفات جناب علامة العلمايى ، آخوند ملا محمد باقر شيخ الاسلام ، شهير به مجلسى را چون سلطان جمشيدنشان و اتباعش خواندند كه آن جنت‌آرامگاهى به دلايل و براهين آيات قرآنى ، حكم‌هاى صريح نموده كه سلسلهء جليلهء ملوك صفويه ، نسلا بعد نسل ، بىشك به ظهور جناب قائم آل محمد خواهد رسيد ، از اين احكام ، قوىدل شدند و تكيهء بر اين قول نمودند و سررشتهء مملكت‌مدارى را از دست ، رها نمودند و گوهر گرانبهاى لا يتم الرياسة الا بحسن السياسة « 1 » را كه از درج مقال معجز بيان حضرت امام به‌حق ناطق صادق ، بيرون آمده ، از كف دادند و طرق متعدهء فتنه و سبل معدودهء فساد و ابواب افراط و تفريط در امور و ظلم به‌صورت عدل بر روى جهانيان گشادند . و در ميان خلايق ، هرج‌ومرجى زياده از حدّ تقرير و تحرير ، روى داد ، چنان‌كه شيخ سعدى گفت :
استاد و معلم ، چو بوَد كم‌آزار * خرسك‌بازند كودكان در بازار
در دستگاه ، از بىتمييزى و عدم حساب و احتساب ، چنان افراط و تفريطى در امور لشكرآرايى و رعيت‌پرورى ، روى داد كه از تهيدستى ، غلامان خاصهء سركار فيض آثار و عمله‌جات ديوان عظمت‌مدار پادشاهى ، همه ، كفش ساغرى « 2 » به پا و بىشلوار و تنبان بوده‌اند و زانو بر بالا نمىتوانستند نشست كه اسافل اعضايشان پيدا مىشده و اسباب و آلات حربشان اكثرى به رهن و گرو و يا شكسته و از كار افتاده بود .
هامش
( 1 ) - بدون تدبير نيكو نمىتوان رياست كرد . ( 2 ) - نوعى كفش علما و طلاب قديم كه بدون پشت و با پاشنهء بلند و به رنگ كبود بود و چرم رويهء آن ، گره‌هاى ريز داشت ، مقابل نعلين .