تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
كشورستانى و مراسم جهانبانى ، به جانب خراسان ، توجه نموده و به سهولت ، قلعهء مشهد مقدس را مفتوح و مسخر نموده و والاجاه ، نادر ميرزاى مذكور را به سبب مرحوم ميرزا مهدى ، به آن عالم فرستاد . و به جنگ و جدال و قهر و غلبه ، همهء قلعه‌هاى بلاد و ولايات خراسان را مفتوح و مسخر نموده و تمشيت آن حدود ، به وجه احسن داده و تنبيه اهل طغيان نموده و امرا و خوانين و سرايل‌ها و صناديد خراسان را بعضى به حكومت ، منصوب و بعضى را با موكب همايون خود ، به دار الخلافهء تهران آورد . و در هر بلدى از بلاد ايران ، يكى از پسرهاى خود را حكمران و فرمانروا نموده . و بعد از تسخير مملكت خراسان ، هر ساله ، سه ماه تابستان ، در چمن سلطانيه و چمن اوجان و چمن ثجاث ، به‌سبب منازعه و محاربه و مجادلهء با روس ، نزول اجلال و توقف نموده . و نواب مالك‌رقاب عمدة الملوك زبدة السلاطين ، ارشد اولاد خود ، نايب السلطنه ، قهرمان الملكى ، عباس ميرزاى غازى را فرمانرواى تبريز و همهء قلمرو آذربايجان و متصدى محاربهء روس نمود . و على الاتصال ، آن شير بيشهء شجاعت ، با لشكر آراستهء بسيار و آتشخانهء بىشمار و اسباب و آلات و ادوات و مقاليد كشورگشايى ، به جنگ و جدال روس ، مشغول بود . اتفاقا اركان دولت را هواى فاسدى در دماغ و فكر باطلى به‌خاطر و طمع خامى در دل افتاد ، در باب تسخير ايران . عالىجاه ، چوپان‌اغلى - سرعسكر دلير شيرگير پلنگ نخجير پيل‌قوت اژدهاهيبت - را با پنجاه‌هزار نفر لشكر آراستهء خونخوار ، با آتشخانهء بىشمار ، به‌جانب تبريز فرستادند . اتفاقا نواب مالك‌رقاب اشرف اقدس والاى نايب السلطنهء مذكور به شكارگاه رفته بود ، بىخبر . بغتتا روميان ، مبادرت به جنگ نمودند . شاهزادهء اعظم ، با غلامان دلير اژدرشكارش مانند شيران بيشه ، به جانب روميان رو به طبيعت بدانديشه تاختند و با شمشير آبدار آتشبار و نيزهء تند و تيز ، بسيارى از ايشان را كشتند و انداختند و لشكر روم را درهم شكستند و منهزم و متفرق و متفرر نمودند . و از آب شمشير ايرانيان ، آتشخانهء روميان ، از توپ‌هاى بسيار و غيرهم به باد فنا رفت و