بود و به خلايق ، فوايد و منافعش خواهد رسيد .
ديگر آنكه نواب مالكرقاب معين الملكى ، محمد ولى ميرزاى شهنشاهزاده ، با لشكر خونخوار خود ، دو بار ، والاجاه ، رحيم خان ارگنجى را با شصتهزار قشون آراسته و آتشخانهء بىشمارش مغلوب و مقهور و منهزم گردانيد و عالىجناب ، صوفىاسلام قندهارى را با پنجاههزار نفر مريد خونخوارش مغلوب و مقهور و منهزم نمود و عالىجناب ، صوفى محمد كاشغرى ، با صدهزار نفر مريد يموت و كوكلان و تركمانش را به اتفاق نواب مالكرقاب ، محمد قلى ميرزاى قوام الملكى ملكآرا ، مغلوب و مقهور و مقتول و منهزم نمودند و در مملكت خراسان ، فرمانرواى بالاستقلال گرديد .
نواب مالكرقاب اعتماد الملكى ، شجاع السلطنه ، حسن قاآن بهادر خان شهنشاهزادهء اعظم و الا ، عالىجاه ، فتى خان افغان را با هفت لشكر كه هفتادهزار نفر از هفت طايفه باشند ، با آتشخانهء بسيار و اسباب و آلات بىشمارشان مغلوب و مقهور و منهزم و متفرق نمود و مانند والاجاه ، شاه اسماعيل خلد آشيان صفوى ، كوه دلخان دلير شيرگير پلنگ نخجير پيلافكن - برادر عالىجاه ، فتى خان مذكور - را به يك ضربت شمشير ، از روى چهارآيينه و زره و خفتان و قباى پيلهدوخته ، مانند خيار تر ، به دو نيمه نمود . و از آب شمشير برّانش مزرع نام و ناموس ايران ، شاداب و تر و تازه و آن شاهنشاهزادهء با حسن نام و حسن خلق ، مورد تحسينات و آفرينهاى بىحد و اندازه شد .
ديگر آنكه قبلهء عالم ، شهشناه معظم ، خاقان صاحبقران اعظم ، اولوالامر محترم ، فتح على شاه مكرم ، هر يك از پسرهاى رشيد خود را در يك شهرى از شهرهاى ايران ، با دستگاه دارايى ، فرمانروايى داد و همه ، با خلايق ، با عدل و احسان و رأفت و شفقت و مرحمت و حسن سلوك ، رفتار مىنمودند . و حسب الامر آن خديو قضاارادت قدرقدرت سپهرعظمت ، در دار الخلافهء تهران ، عمارتهاى زرنگار ، با آيينه و آيين پادشاهى بسيار و مسجد جامع و مسجدهاى ديگر و مدرسهها و حمامها و تكيهها و
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٤٨٥