تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
مرحمت و سخاوت و شجاعت و فصاحت و بلاغت و حلم و رحيم‌دلى و وسعت حوصله و كثرت اموال و اولاد و احفاد و قوت طالع و فيروزبختى و بلنداخترى ، مانند اين شاه والاتبار كام‌بخش كامگار ، شاهى نيامده . فتبارك اللّه احسن الخالقين . « 1 » آن شهنشاه جمشيدجاه اسلام‌پناه ، روز و شب ، با مشقت و رنج ، از روى جهان‌كدخدايى ، باكمال عدل و احسان و قسط و انصاف ، به حل و عقد امور و رتق و فتق مهمات اهل ايران ، اشتغال مىنمود و در سركار فيض آثار عظمت‌مدارش از هرچيز ، در خوبى ، بىنظير ، بسيار يافت شد ، مگر وزير با حسن تدبير و دستور روشن‌ضمير . وزرائى چند در خدمتش بودند كه در اخذ و طمع و خودآرايى و حلق و جلق و دلق ، بسيار صاحب وقوف و در امور مملكت‌نگهدارى و رعيت‌پرورى ، بسيار بىوقوف . در حقيقت ، آن جهان‌پناه ، خود ، شاه بختيار و خود ، وزير كارگذار بود . بار منت او بر دوش همه‌كسى بود و بار منت كسى بر دوش او نبود . خداى عالم ، يار و بخت خداداد ، مددكارش بود . اما بعد ، آن خديو جم‌جاه والاجاه ، حسين قلى خان - برادر صلبى و بطنى خود - را فرمانرواى مملكت فارس نمود . به اندك‌زمانى ، از روى غرور ، ياغى و طاغى شده و از شيراز آمده و اصفاهان را مسخر كرده . كه ناگاه آن شاه جم‌جاه ، با لشكر بسيار ، از رى آمده به ايلغار به اصفاهان و به پهلوانى ، آن مغرور را مغلوب كرده و او را گرفته و رويش را بوسيده و از جرمش درگذشته و او را حاكم كاشان و قم نمود . باز به اندك‌زمانى ، از روى رعونت ، ياغى و طاغى گرديده و بغتتا به اصفاهان آمده و حاكم آنجا فرار كرده ، تجار و اغنياى آنجا را به دست محصل‌هاى با شدت و حدّت داد و به ضرب و زور و عذاب ، اموالشان را گرفته ، كه ناگاه شاه جم‌جاه دررسيد ، با لشكر بسيار و او را به محاربه ، مغلوب و دستگير كرده . و از روى مصلحت ، او را بىچشم نمود و كمال محبت و
هامش
( 1 ) - آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است . قرآن مجيد ، سورهء 23 ، آيهء 14 .