تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
شهر بنبايى « 1 » رفته و مهمان فرنگى شده . و والدهء نجف على خان ، از ذريهء خلد آشيانى ، ابو الفتح خان بختيارى كه از نسل شيخ زاهد جيلانى - مرشد شيخ صفى - است ، مىباشد . عالىجاه ، خانلر خان - ولد على مراد خان زند مذكور ، عمه‌زادهء شاه جم‌جاه - ، حسب الامر آن خديو اسلام‌پناه ، به اتفاق نواب مالك‌رقاب ، ابراهيم خان عضد الملكى عمواغلى و داماد شاه به كرمان رفته . و عالىجاه ، اسماعيل خان - ولد مرحوم على مراد خان زند مذكور - ، حسب الامر شاه جم‌جاه ، ميرآخور اصطبل پادشاهى شد . لاجرم ، به تقدير مقدر ازلى و ابدى ، سفرهء دولت بابركت كم‌دوام زند نيرومند ، برچيده و خوان دولت بابركت پردوام قاجار بختيار ، گسترده و عالمى آسوده و آرميده شدند . نصيحت حكيمانه : اى خردمندان ، داستان سلطنت ، با خدا است و خالى از چون و چرا است و آيهء مباركهء ملك ، برهان قاطع اين مدعا است . اما بعد ، چون والاجاه ، نادر ميرزاى - ولد شاهرخ شاه ، نبيرهء شاه سلطان حسين جنت‌آشيان و نوادهء قاآن كشورستان ، نادر پادشاه تاج‌بخش كامران - شهر مشهد مقدس را متصرف شده بود و مرحمت‌پناه رضوان‌آرامگاه سلالة السادات و النجبايى ، ميرزا محمد مهدى مجتهد را به درجهء شهادت رسانيده بود و سر از اطاعت و انقياد شاه جم‌جاه پيچيده بود و امرا و خوانين و حكام و ايل بيگيان ، به اغواى آن والاجاه ، همگى از روى غرور ، طبل طغيان و تمرد كوفته و ممالك شرق را از روى نخوت ، پرشور و شر و فتنه و فساد و آشوب و غوغا نموده و درهم آشوفتند ، شهنشاه جمشيدجاه فريدون‌دستگاه گردون‌بارگاه ، خاقان ظفرتوأمان صاحب‌قران فتح و نصرت‌نشان و الا ، با لشكر بسيار و آتشخانهء بىشمار ، با دبدبهء پادشاهى و كوكبهء جهان‌پناهى و طمطراق ظل اللهى و مقاليد
هامش
( 1 ) - همان بمبئى .