تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

[ داستان پادشاهى باقر خان خراسكانى ]

داستان بر مسند پادشاهى نشستن عالىجاه ، باقر خان خراسكانى - حاكم اصفاهان - ، بعد از وفات داراى ايران‌مدار ، على مراد خان زند عدوبند كامكار نامدار ، در مدت يك ماه و بعد ، متفرر و مقهور و مخذول و منكوب شدن : اما بعد ، بر اولو الالباب ، پوشيده مباد كه چون والاجاه ، على مراد خان زند ، خلد آشيان شد ، اسباب و آلات و ادوات و احمال و اثقال پادشاهى و دستگاه عالم‌پناهيش داخل شهر اصفاهان شد . و عالىجاه ، باقر خان - حاكم اصفاهان - ، همه را ضبط و تصرف نمود . و در ساعت سعد ، بر مسند فرمانفرمايى و بر اريكهء دارايى برنشست . و سپاه ايران به دورش فراهم آمدند و با داد و دهش ، مشغول لشكرآرايى شد . بعد از چهارده روز ، خبر رسيد كه والاجاه ، جعفر خان پيلتن زند - برادر امى مرحوم ، على مراد خان - از فارس مىآيد . عالىجاه ، باقر خان ، مضطرب گرديده ، هر روز از صبح تا شام به تهيه و ترتيب اسباب جنگ و جدال ، اشتغال ، كه ناگاه در نيمه روز ، در وقت سان دادن قشون ، هجوم نمودند كه او را بكشند . او باخبر شد و از مجلس ، بيرون آمده و فرار نموده و شهر اصفاهان ، برهم خورده و فتنه و غوغا و شورش و آشوب عظيمى برپا شد . و لشكريان و اوباش و اجلاف ، از مرد و زن ، در خانه‌ها و بازارها و دكان‌ها و كاروانسراها تاختند و اموال و اسباب زندگانى مردمان را به تاراج و غارت و يغما بردند . بعد از سه روز ديگر ، والاجاه ، جعفر خان مذكور ، وارد شهر اصفاهان شد و بر مسند فرمانفرمايى و بر سرير سرورى ، متمكن و برقرار شد . و عالىجاه ، باقر خان گريخته را با دست بسته به خدمتش آوردند . فرمود تف بسيار بر ريشش انداختند و از قتلش درگذشت . و عالىجاه سلالة السادات و النجبايى ، ميرزا جانى فسائى فارسى را حاكم اصفاهان نمود . و با كمال عدل و احسان ، متوجه امور ايران‌مدارى و مهمات شهريارى
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 463 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى