[ داستان درگذشت كريم خان ]
ذكر داستان وفات و رحلت والاجاه ، داراى سكندرشأن كسرىنشان فردوسمكان ، وكيل جليل دستگاه سلطنت و اتابك والاهمت سامىرتبت خاقان صاحبقران شمس الملوك ، فتح على شاه صفوى قاجار ، يعنى كريم خان زند همهكسپسند كه در حقيقت ، پدر مهربان همهء اهل ايران بود .
لمؤلفه
بيامرزد او را خداى جهان * كه بُد مهربان بر مهان و كهان
پس بر خداوندان دانش ، پوشيده مباد كه چون در زير اين رواق رفيع پرشعبدهء نيلى و در تحت اين كهنهخيمهء پرنيرنگ عالى كحلى ، در پى هر رنجى ، راحتى و در پى هر راحتى ، رنجى مقرر و هر نفسى ، چه شاه و چه گدا ، از چشيدن زهر آب فنا ، ناگزير و هر ذى حياتى « 1 » را اجلى مقدر است و ماسواى خداى قديم ازلى ابدى ، مقرون به زوال و فنا است و « كل شىء هالك الا وجهه » « 2 » و « كل نفس ذائقة الموت » « 3 » ، كلام خدا است و اين عالم را عالم كون و فساد و اين جهان را جهان اضداد مىگويند .
چنانكه حافظ گفته
كس ، عسل ، بىنيش از اين دكان نخورد * كس ، گِل بىخار از اين بستان نچيد
خلاصهء كلام ، آنكه فرمانفرماى كشورآراى جهانكدخداى مملكتپرور جمشيدهوش ، داراى ممالكپيراى خورشيدرأى داراب شكوه فريدون تاب و توش ، سالار كيخسرواقتدار بهراماطوار سكندرمنش ، سپهدار منوچهرآثار كيقبادروش با داد و
هامش
( 1 ) - اصل : ذى حيواتى .
( 2 ) - جز ذات او ، همه چيز ، نابودشونده است . قرآن مجيد ، سورهء 28 ، آيهء 88 .
( 3 ) - هر جاندارى چشندهء مرگ است . قرآن مجيد ، سورهء 3 ، آيهء 185 .