تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
من كلام ملا عرفى شيرازى
ريشخندى به تو بنموده فلك ، غره مشو * كز دماغ تو برون آورَد اين باد غرور
من كلام شيخ سعدى شيرازى
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت * كه بسيار چون تو بپرورد و كشت
من كلام خواجه حافظ
ده روزه دور گردون ، افسانه است و افسون * نيكى به حال ياران ، فرصت شمار يارا
آن والاجاه سرمست باانصاف حق‌پرست ، از شنيدن اين اشعار ، متأثر گرديد و بسيار گريست و به ملا فاطمه ، اشاره فرمود كه : « باز بخوان . » من كلام خواجه حافظ شيرازى رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند چنان نماند ، چنين باز « 1 » هم نخواهد ماند سرود مجلس جم را شنيده‌ايم اين بود كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند من كلام شيخ سعدى شيرازى
شنيدم كه جمشيد فرخ‌سرشت * به سرچشمه‌اى بر به سنگى نوشت دريغا كه بى ما ، بسى روزگار * برويد گل و بشكفد در بهار بسى تير و دىماه و اردىبهشت * بيايد كه ما خاك باشيم و خشت كسانى كه از ما به غيب اندرند * بيايند و بر خاك ما بگذرند
من كلام مولانا جامى
از رحِم تا به كنار آمده‌اى * از ره بول ، دو بار آمده‌اى كار و بارت كه به خير و خوشى است * روز و شب ، كار تو سرگين‌كشى است
من كلام شيخ سعدى شيرازى
يكى بر تربتى فرياد مىكرد * كه اينان پادشاهان جهانند
هامش
( 1 ) - در بيشتر نسخ حافظ : نيز .