معدلتمدارش فرستادند . معظم اليه نيز ايشان را به خلعت گرانمايه و انعام خديوانه ، مفتخر و سرافراز فرمود و چون هريك از ايشان از آن والاجاه ، دستور العمل خدمتى خواسته بودند ، فرمود از براى هريك ، فرمانى نوشتند كه : « دستور العمل شما همان است كه پادشاهان سلف به شما دادهاند و شما را مستحفظين طرق و شوارع خراسان نمودهاند و دهنههاى ايران را كه از جانب هندوستان و تركستان ، با خطر و خوف و تشويش مىباشد ، به شما سپردهاند . خدمت ، همان است كه محافظت حدود خود نماييد كه قوافل و مترددين ، به امنيت ، بىخوف و تشويش ، آمد و شد نمايند . و اگر طاغى و ياغى پيدا شود ، دفع آن نماييد . »
هر ساله ، از طرف خوانين خراسان و جانب والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء جماقتدار زند كيانىنسب ، اين تعارف زيركانهء رندانه ، استمرار يافته و دخل و تصرف مالكانه در خطهء خراسان ننمود .
نظر به مروت در باب اولاد خسرو كشورگير جمجاه ، يعنى داراى فريدونفر و شوكت ، نادر پادشاهسيما ، نواب مستطاب مالكرقاب فلكجناب قمرركاب خورشيدقباب ، اميرزادهء اعظم ، فرمانفرماى افخم ، شاهرخ شاه ، ولد رضا قلى ميرزاى ولد آن سلطان ايرانپناه كه در شهر مشهد مقدس بر مسند حكمرانى ، قرار يافته بود و همهء ملوك ، اعزاز و اكرام و احترامش را لازم دانسته ، نظر به آنكه آن اميرزادهء اعظم از جانب مادر ، نبيرهء خاقان عليين آشيان ، شاه سلطان حسين و از طرف پدر ، نوادهء قاآن اعظم ، نادر شهنشاه است ، پس والاجاه وكيل الدولهء زند ، يعنى كريم خان همتبلند ، نواب مستطاب ، سلالة السلاطين ، نتيجة الخواقين ، والاجاه ، اسماعيل شاه « 1 » خليفهسلطانى را كه خود را از روى مصلحت و تدبير و مآل انديشى ، وكيل او مىخواند ، در قلعهء آباده - من محال فارس - ساكن نمود و يوميه ، روزى ، مبلغى يك تومان نقد كه قيمت پانصد من به
هامش
( 1 ) - يعنى شاه اسماعيل سوم .