پيش ، ذكر آن به تفصيل گذشت .
آنگه عالىجاه ، صادق خان زند بيگلر بيگى مذكور عالىهمت نيكوسيرت ، امتثال فرمان لازم الاذعان قضا جريان قدرنشان ، برادر خود ، يعنى كريم خان وكيل الدولهء جماقتدار نموده ، حكم نمود كه همهء كوچهها و بازارهاى شهر شيراز را با سنگهاى بزرگقطعه ، به موزونى ، سنگبست كردند و در هر چهل گز راه ، يك چاه سرپوشيدهاى به جهت آب باران قرار دادند و جدولهاى موزون به جهت گذشتن آب برف و باران ، در ميان كوچهها و بازارها ساختند و بر سر هر چاهى ، قطعهء سنگ مشبكى نهادند .
مسجد شهير به مسجد نو كه از بناهاى اتابكان مىباشد « 1 » و از وسعت و دلگشايى ، در هفت كشور ، مانندش نيست ، انهدام و خرابى يافته ، در كمال خوبى و مرغوبى و موزونى ، آن را ساختند و پرداختند .
اما بعد ، والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء جماقتدار ، بعد از تسخير و تصرف مملكت آذربايجان ، از آن سفر ميمنتاثر ، مظفرا و منصورا ، سالما و غانما بازگشت نموده و بعد از طى منازل و قطع مراحل ، نزول اجلال به تهران و قزوين و از آنجا به قم و كاشان و از آنجا به دار السلطنهء اصفاهان نمود و مدتى در آن شهر بهشتمانند ، توقف نمود . و مصلحت كار خود را چنان دانست كه شهر شيراز پر نعمت و ناز را مقر و پاىتخت قرار دهد و به دولت و اقبال ، با فر و شكوه جمشيدى ، با دبدبه و كوكبه و دستگاه فريدونى ، از اصفاهان ، بيرون آمده و توجه به جانب شيراز نموده و منزلبهمنزل ، راه پيموده و با طمطراق كيخسروى ، خديوانه ، وارد شهر شيراز شد . و هفت روز و هفت شب ، بازارها و كاروانسراهاى شهر شيراز را به زينتها و زيورها آراستند و چراغان نمودند و شب و روز ، بادهكشان به بادهكشى و رامشگران به رامشگرى مشغول بودند .
مقارن اين حال ، خبر رسيد كه حاكم شهر بهبهان ، طبل طغيان كوفته و سركش و ياغى
هامش
( 1 ) - مسجد جامع شيراز ، از بناهاى اتابك سعد بن زنگى در قرن هفتم قمرى است .