و چومين و سربند و سيلاخور و نهاوند و بربرود و چرّا و توسركان « 1 » و جرفاذقان و خونسار و درگزين و امثال اينان و مسقط و چعب و حويزه « 2 » و شوشتر و بحرين و قطيف و لحسا و همهء حدود و بنادر و سواحل فارس را مسخر نموده و به تصرف كارگذاران خود داده . و با همهء اهل و سكّان آنها موافق حساب و احتساب و عدل و احسان و رأفت و مروت و جهانكدخدايى ، سلوك نمود . و مدتى در شهر تهران كه بحبوبهء ايران است ، نزول اجلال داشت .
به عالىجاه ، صادق خان - برادر صلبى و بطنى خود - كه او را بيگلر بيگى كل ممالك نموده ، فرمان قضاجريانى فرستاد ، در باب تعمير و مرمت و اصلاح شهر شيراز خراب كه بعد از زوال دولت جهانگير پادشاه والاجاه اسلامپناه دادگستر رعيتپرور سفاك بىباك با نظم و نسق و تمييز به عدالت خونريز والاهمت عالىنهمت ، وكيل با تنكيل و سياست و عقاب و انتقام و نايبمناب با قهر و عتاب ، تاجبخش باجستان جم احتشام ، در دستگاه دولت ملوك نيكوسلوك صفويه ، انار اللّه برهانهم ، نادر ، شهنشاه كشورگشاى ملكآراى ممالكپيرا ، عالىجاه ، اللّه يار خان ازبك متعصب غيور بىرحم و مروت حنفىمذهب ، به طريقهء ناپسند اهل سنت كه از جانب نادر پادشاه ، حاكم شهر لاهور بود ، در هنگام بازگشت از لاهور ، همهء منازل و مراحل و قراى فارس را قتل و غارت و تاراج و خراب نموده ، خصوصا شهر شيراز را كه قتل عام نموده و عمارات عاليهء امام قلى خانى را ويران نموده ، از آن جمله مدرسهء بهشتآساى دلگشاى امام قلى خانى كه به خوبى و موزونى آن در هفت كشور ، نمودار نيست ، سردرش را خراب و بىآب و تاب نموده و دو منارهء آن را كه از رفعت ، فلكسا و سر تا پايهء آن از كاشىهاى معرق به اسماء اللّه ، مزين مىبود ، چون همت دونان ، تباه و نيمه و كوتاه و كاروانسرا و قيصريهء روحبخش دلنشين بىنظير آن را از تيشهء ستم ، زيروزبر نموده - چنانكه مرمتپذير نبوده و از
هامش
( 1 ) - همان تويسركان .
( 2 ) - همان هويزه .