تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
محمد حسن خان را برهم زدند ، عالىجاه محمد خان قاجار مذكور ، فى الفور ، آن بزرگان افغان و ازبك كه در نزدش گرو بودند ، همه را به خوارى و زارى كشت . و مابقى افغان و ازبك كه به خدمت والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء جمشيدرتبهء زند آمده بودند ، آن والاجاه ، ايشان را در رى ، جميعا به قتل رسانيد ؛ كه يكى از ايشان ، دوست محمد خان - نسق‌چىباشى - والاجاه آزاد خان بود كه شوهر والدهء رستم الحكماى مؤلف اين كتاب بود كه حسب الامر والاجاه آزاد خان ، آن سيدهء محترمه را تزويج نمود و يك پسرى از او تولد يافت ، سيد محمد خان نام كه در خدمت والاجاه ، كريم خان جم‌اقتدار ، كمال تقرب و اعتبار يافت و بعد از زوال دولت زنديه ، در درگاه جهان‌پناه سلطان محمد شاه قاجار ، كمال تقرب يافت و بعد از كشته شدن عالىجاه ، دوست محمد خان افغان مذكور ، آن سيدهء محترمه را حسب الامر نواب كامياب ، كريم خان جمشيدجاه زند ، امير حسن خوش‌حكايت گنج على خانى ، آن سيدهء محترمه را نكاح نمود در شهر شيراز و رستم الحكما - مؤلف اين كتاب - از ايشان تولد يافت . اما بعد ، والاجاه كريم خان جمشيدشأن وكيل الدولهء زند ، بعد از هزيمت خاقان عيوق‌شأن محمد حسن خان مذكور ، هرچه از اسباب و آلات و ادوات پادشاهى و مصالح و مقاليد جهان‌پناهى كه در موكب خاقان عيوق‌شأن مذكور بود و انتقال به دستگاه وى يافته ، به تصرف و ضبط سركاران ديوانى خود داده و عالىجاه صادق خان - برادر صلبى و بطنى خود - را كه مردى بود به عدل و انصاف و تمييز و همهء صفات حسنه و اخلاق مستحسنه ، آراسته ، در شهر شيراز و همهء قلمرو فارس بيگلر بيگى بالاستقلال نموده و خود ، با دبدبه و كوكبهء فرمانفرمايى ، به جانب دار السلطنهء اصفاهان ، روانه گرديد . بعد از طى منازل و قطع مراحل ، به آيين خسروانه و با خدمات و تعارفات اهل اصفاهان ، از استقبال نمودن و قربانى كردن و شيرينىها آوردن و پاانداز حرير و ديبا گستردن و نثار ريختن ، وارد شهر اصفاهان شد و در دولت‌خانهء ملوك صفويه ، نزول اجلال نمود و بر مسند فرمانفرمايى ، قرار گرفت و به تمشيت و حل و عقد امور ، مشغول