صد و پنجاه دينار بود و به جهت عمال مذكور ، هريك را به قدر شأن و عرضه و رتبه ، مستمرى نقدى و جنسى ، حسب الرقم ، مقرر فرمود .
در هر بلدى ، محتسبى باتسلط ، معيّن و برقرار فرمود كه از روى قسط و انصاف و تمييز و حساب و احتساب و ديانت و امانت و صلاح و اصلاح ، متوجه نظام و نسق زىها و وزنها و قيمت اجناس و كون و فساد بلد باشد و داروغهء « 1 » فهيم پختهء زيرك امين متدين صاحب حسن سياست بردبار پردهپوشى در هر شهرى مقرر فرمود كه منع فسق و فجور و فواحش و دزدى و شلتاق و تعدى نمايد .
اول هر سال ، از همهء حكام و عمال هر بلد ، مزيّن به مهر امام جمعه و قاضى و شيخ الاسلام « 2 » ، التزامنامچهاى در ديوان اعلى مىگرفتند كه بىبرات مزيّن به مهر عمال سبعه « 3 » و قبض ، دينار و حبهاى از ماليات و صادريات و عوارض ، از رعايا نگيرند و داد و ستد ديوانى نشود .
آخر هر سال ، حكام و عمال و ضبّاط و رؤساى هر بلد را طلب مىفرمود با براتها و قبضها ، و مستوفيان ديوان اعلى را مىفرمود با ايشان محاسبه مىنمودند . و در محاسبات ديوانى ، بهقدر يك دينار و يك حبه ، از ترس وى ، افراط و تفريط ، واقع نمىشد ؛ و اگر مىشد ، نسق و سياست مىفرمود و از خيانت كسى نمىگذشت .
و در هر بلدى ، مقرر فرمود كه از اول شب ، هر ساعتى ، طبلى بكوبند تا سه ساعت از شب گذشته و اول ساعت چهارم ، هركس از منزل و مكان خود ، بيرون آيد يا در كوچه و بازار ، او را بگيرند ، سياست و نسقش نمايند . جمعى مأمور بودند كه اول شب كه سه ساعت از شب گذشته باشد ، تا بامداد ، در همهء كوچهها و بازارها بگردند و محافظت اهل شهر نمايند ، از شر دزدان و ستمكاران و ايشان را گزمه مىخواندند .
جمعى مأمور بودند كه از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب ، در همهء كوچهها و بازارها
هامش
( 1 ) - رئيس پاسبانان شب ، رئيس شبگردان .
( 2 ) - رأس قوهء قضاييه .
( 3 ) - منظور ، همان وزير و مستوفى و وكيل الرعايا و محصص و كلانتر و نقيب و محتسب مىباشد .