خواهند بود و در قيامت ، خدا ، حكم در ميان ايشان خواهد كرد و جزاى ايشان را خواهد داد . و گناه و بدى به جهالت ، پرعيب ندارد . اميد آمرزش بر آن هست . اى حرامزاده ، بدانكه مذهب حق ، همين است كه ما تحصيل نمودهايم . حضرت على بن ابى طالب ( ع ) ، خليفهء بلافصل حضرت محمد رسول اللّه ( ص ) است ، بىشك ، به حكم خدا و رسول ( ص ) . و حديث غدير خم ، راست و درست است . اما اشرار آن زمان ، افساد نمودند و راضى به اين مطلب نشدند و بنابر مصلحت مصلحين خيرانديش ، به اجماع امت ، خلفاى راشدين را جبرا بر مسند خلافت نشانيدند ، به اذن و رخصت و رضاى حضرت على ابن ابى طالب ( ع ) . و در ايام خلافت ايشان ، همهء مهمسازىهاى دينى و دنيوى و مشكلگشايىها ، از آن جناب بوده . و حضرت محمد رسول اللّه ( ص ) و حضرت على ولى اللّه ، در مرتبهء اخوت ، بىشك مانند حضرت موسى و « 1 » حضرت هارون بوده . و در ميان حضرت على و خلفاى راشدين ، كمال اخوت و الفت و محبت و مودت بوده . و برهان اين قول ، آن است كه حضرت على ، دختر خود - حضرت ام كلثوم « 2 » - را كه از حضرت فاطمهء زهرا داشت ، به فاروق اعظم « 3 » ، تزويج نمود و سه پسر خود را مسمى به اسم خلفاى راشدين نمود . و اين چهار ركن اسلام مىباشند . و به مظاهرت و معاونت هم ، بالاتفاق ، دين را رواج دادند . و از اولاد و احفاد على ، يازده نفر ، امامان و پيشوايان بهحق بودهاند . و خلفاى بنى عباس ، به راستى و درستى ، خلافت نمودند و مقوى اسلام و مروج دين بودهاند . غرض ، آنكه اين دعوى و نقاضت و خصومت و ضديتى كه در ميان شيعه و سنى مىباشد ، باطل و عاطل و بيهوده مىباشد .
خدا ، گمراهان اين دو گروه را هدايت نمايد . اى سگ بىدين ، ما كه احمد پادشاه مىباشيم و خداى عالم ، ما را به اهل ممالك ، مرتبهء پدرى داده و از براى پادشاهان ، در حقيقت ، نسل و پيوندى نمىباشد - زيراكه بر همهء خلايق ، پدر مىباشند و بايد محافظت
هامش
( 1 ) - در اصل ندارد .
( 2 ) - اصل : كلثوم .
( 3 ) - منظور ، عمر بن خطّاب است .