تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
دروازهء قوشخانه ، احدى از منسوبان خود را با جمع كثيرى ، با كوس و كرنا ، بر سر راه عثمان قلى خان فرستاد . اللّه يار خان ازبك مذكور ، از هاىوهوى لشكر نصرت‌اثر امير سيد حسن خان خراسانى مذكور ، وحشت گرفته و رم نموده و از شهر اصفاهان ، طمع بريده و روگردان شده و رو به‌جانب بلوكات اصفاهان رفته و از قتل و تاراج ، آنچه مىتوانست ، كرد . و عثمان قلى خان هم به‌قدر قوهء خود ، آنچه از قتل و تاراج خواست ، كرد و رو به‌جانب يزد و كرمان ، مشغول قتل و تاراج بود . اهل يزد و بلوكاتش ، بسيارى از لشكر عثمان قلى خان را كشتند و اسير بسيار از ايشان ستاندند و از يزد تا شهر كرمان ، به هر قريه كه تسلط يافتند ، در كشتن و خراب كردن و تاراج نمودن ، كوتاهى نكردند . و چون به شهر كرمان رسيدند ، دلاوران كرمان ، بالاجتماع و الاتفاق ، بر سر راه آن ظالمان بىرحم و مروت آمدند و با ايشان محاربهء عظيمه نمودند و اسيرهاى بسيار و اموال بىشمار از ايشان گرفتند . بيشتر ايشان به دست اهل كرمان ، كشته گرديدند و كمترشان فرار نمودند . و اللّه يار خان مذكور ، از شهر اصفاهان ، به سبب مردانگى و فرزانگى امير سيد حسن خان خراسانى مذكور ، محروم ، بلوكات اصفاهان را خراب و اهلش را قتل نموده ، به حد افراط و رو به‌جانب كاشان رفته . و از اصفاهان تا كاشان ، قريه‌ها و منزل‌ها را خراب و اهلشان را قتل نمود و شهر كاشان را خراب و اهلش را قتل نمود و از كاشان تا قم ، قريهء سن‌سن و ده‌نار و خوابق و لنگرود و قريه‌هاى ديگر را خراب و اهلش را قتل نمود . و شهر قم كه به وسعت قلعهء آن ، كسى در عالم ، قلعه‌اى وسيع‌تر از آن نديده و نشنيده ، به تيشهء بيداد و ستم ، خراب نمود و اهلش را قتل و اسير نمود . رو به‌جانب شهر تهران رفته و قريه‌ها و منزل‌ها را مثل منزل‌هاى ديگر نمودند . و شهر تهران را نيز متصرف ، به زور و تعدى نمودند و عمارات عاليهء آن را خراب و بىآب و تاب نمود و منارهء مدرسهء آن را نيمه‌اى بينداخت و ارگ آن را نتوانست تصرف نمود ؛ سالم بماند . از تهران تا زنجان ، خرابى و تاراج نمود و زنجان و حدودش را نيز قتل و غارت نمود .