تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
به ايران ، خرابى بدان سان نمود * كه هر جاى آباد ، ويران نمود ز بس قتل و تاراج و بيداد كرد * جهان ، پر ز افغان و فرياد كرد ز سيد حسن خان والاتبار * صفاهان شد ايمن از آن نابكار ببين عاقبت ، كار او چون شدى * قرين مكافات گردون شدى ستمكار را عاقبت بد بوَد * جزايش عذاب مؤبّد بود
چون عالىجاهان ، اللّه يار خان ازبك مذكور و عثمان قلى خان كه از سمت يزد و كرمان رفته بود و قتل و غارت و خرابى نموده بود و بسيارى از اتباعش را كشته بودند ، قريب به قندهار ، به اللّه يار خان ملحق شد و هر دو ظالم خونخوار ، بالاتفاق ، وارد شهر قندهار جديد ، يعنى احمدشاهى كه مقر پادشاه والاجاه پرحوصلهء بردبار جمشيددستگاه ، احمد شاه بود ، گرديد ، با طمطراق و تبختر و نخوت تمام ، تفاخركنان ، به پايهء سرير اعلا ، شرفياب گرديد . از روى فخر و مباهات ، به خدمت فلك‌رفعت والاجاه ، احمد شاه ، عرض نمود كه : « اى احمد پادشاه ، به دولت و اقبال تو ، همهء ممالك ايران را خراب و اهلش را قتل و غارت و اسير نمودم و ايران را چنان خراب نمودم كه تا قيامت ، مرمت‌پذير نخواهد بود . » احمد شاه ، از روى غيظ و غضب فرمود : « اى حرام‌زادهء بدبخت ، . . . . ايرانى ، به ما و تو ، چه بد كرده بود « 1 » ؟ چرا چنين كردى ؟ موافق كدام مذهب ، چنين رفتار نمودى ؟ عرض نمود : « در مذهب حنفى ، بر اهل سنت ، جان و مال و عرض شيعه ، حلال و مباح است . » فرمود : « اى حرام‌زاده ، چرا موافق كتاب خدا رفتار نمىنمايى ؟ خدا مىفرمايد : و لا تقتلوا « 2 » النفس التى حرم اللّه الا بالحق « 3 » . » عرض نمود : « پادشاها ، شيعيان ، دائم ناسزاها به خلفاى راشدين مىگويند . » فرمود : « عقلا و علماى شيعه ، چنين نامعقول نمىكنند و اگر سفها و جهال ايشان ، چنين نامعقول نمايند ، ايشان ، داخل انعام و بهائم
هامش
( 1 ) - اصل : بوديد . ( 2 ) - اصل : تقتلو . ( 3 ) - و نفسى را كه خدا ، حرام گردانيده ، جز به حق مكشيد . قرآن مجيد ، سورهء 6 ، آيهء 151 .