روم ، نظر به مصالحه و مسالمهاى كه حسب التمناى رضوان آرامگاهى ، شاه سليمان « 1 » - پسر شاه سليم - رضوان اللّه عليهما ، با خاقان عليين آشيان ، اعلىحضرت جمجاهى ظل اللهى ، اشجع السلاطين ، ارشد الملوك ، شاه تهماسب - ولد و خلف شاه اسماعيل صفوى - سقى اللّه ثراهما و جعل الجنة مثواهما ، مصالحهء محكمه ، بعد از محاربهء شديده و مسالمهء ممتّنه ، بعد از مخاصمهء عظيمه ، صورت وقوع يافته بود ، از روى طمع خام و بىوقوفى ، نقض عهد و ميثاق آن دو سلطان كامگار و اخلال در مصالحه و مسالمهء آن دو خاقان جماقتدار نمودند . از روى بدانديشى ، از اندازه ، پا پيش نهادند . در بدعهدى ، بر روى خود گشادند . از جانب ايران ، ايشان را گوشمالى و تنبيهى ، واجب و ضرور بود .
الحمد للّه و المنّه كه به توفيق و تأئيد الهى ، به نيروى بازوى بهادران و به قوت سرپنجهء شيرمردان ايران ، از ضرب شمشير آبدار كج قزلباشى ، چنان به جزاى خود رسيدند و پاداش عمل ناپسند خود را ديدند كه تا نفخهء صور و يوم النشور ، در بحر و بر و در هفت كشور ، در مجالس و محافل ، در ميان خاص و عام ، از آن داستانها مذكور خواهد بود . » ايشان ، از روى عجز و انكسار ، با كمال خضوع و خشوع و خفض جناح ، عرض نمودند :
گر ما مقصريم ، تو درياى رحمتى * جرم گذشته ، عفو كن و ماجرا مپرس
« از افعال زشت ناپسند و از اعمال سفيهانهء خلاف عقل خود ، كمال خجلت و انفعال داريم .
آتش ، به گرمى عرق انفعال نيست * در عفو ، لذتيست كه در انتقام نيست
« خداوندگارا ، خدايگانا ، معنى بزرگى ، كوچكنوازى و معنى خداوندگارى ، مهمسازيست . ما به نامردى و بىدانشى و جرم و خطا و بدعهدى خويش ، اقرار و اعتراف مىنماييم و از سركار فيض آثار عظمتمدار شهنشاهى ، توقع عفو و مرحمت و استدعاى صلح و مصلحت داريم . بدىهاى ما را به حضرات چهارده معصوم ( ع )
هامش
( 1 ) - ملقب به قانونى ، از خلفاى عثمانى در قرن دهم قمرى .