تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
صدارت داشت و چنان تسلطى يافته كه هرچه دلش مىخواست ، از قوه به فعل آورد ، به قدرت و اختيارى كه داشت ، دفترهاى هزار سالهء ايران را كه در سراى جهان شاهى كه مشهور به چهارحوض مىباشد و دفترخانهء ملوك صفويه بوده ، همه را بيراق آتش‌بازى ، صرف نمود . و جباخانه‌اى كه آلات و اسباب نفيسه و اشياى غريبه و عجيبهء بسيار در آن بود و كتابخانهء مباركه را به باد فنا داد . و سررشتهء حساب را از دست اهل ايران ، گم نمود و احتساب را از ايران برانداخت و منصب محتسبى « 1 » ، از بلاد ايران برافتاد . در عهد صاحب‌اختياريش ، به علت عدم حساب و احتساب ، مأكولات ، بلكه همهء ما يحتاج بنىآدم ، روزبه‌روز ، گران‌بهاتر گرديد . از آن جمله ، گندم ، يك من ، به وزن تبريز ، در اصفاهان ، از پنجاه دينار به پانصد دينار و گوشت ، از يك من تبريز ، به صد دينار ، به هزار دينار و روغن ، از يك من ، به وزن تبريز ، به چهارصد دينار ، به چهارهزار دينار رسيد . و هركسى از زى خود بيرون رفت . و دهقان ، از زى دهقانى ، بيرون آمده و از اهل شهر ، خوش‌لباس‌تر و خوش‌اسباب‌تر گرديدند . و وضيع ، بالاى دست شريف برآمد و از مشعل دولتش چراغ‌هاى بسيار روشن شد . اكثر ملازم‌هايش و مقربينش ، صاحب صدهزار تومان ، بلكه بيشتر گرديدند و همه ، خانه‌ها و اسباب ملوكانه ساختند و فراهم آوردند . و سردر هزارجريب و شهر فرح آباد و قصر جهان‌آراى جهان‌شاهى و بهشت‌آيين شاه سلطان حسينى را خراب نمود - كه در هفت كشور ، به خوبى اين چهار مكان ، كسى نديده و نشنيده . به سبب اين معاملات خلاف عقل و حكمت ، افراط و تفريط در امور سپاه و رعيت ، راه يافته . رعيت ، به خوبى و سپاه ، به بدى ، گذران نمودند . به همين سبب ، شيران ايران ، از گرسنگى ، ناتوان گرديدند و از انعام و وحوش ، متفرر و گريزان شدند . يعنى طايفهء روس با
هامش
( 1 ) - رسيدگى به مقادير و اندازه‌ها در معاملات و نظارت بر اجراى احكام دين و نهى از منكر .