اهل فارس ، بالاجماع و الاجتماع ، بالطوع و الرغبه ، در ميان خود ، توجيه و تقسيمى نمودند و بعد از نوازش بسيار و اعزاز و اكرام بىشمار ، مبلغ پانزدههزار تومان ، نقد و جنس ، به ميرزا حسين خان صاحباختيار و پانزدههزار تومان ، نقد و جنس به ميرزا سميعاى كارخانه آقاسى ، تسليم نمودند ، با هزارگونه اظهار خجلت و عذرخواهى . و محصلهاى ديگر نادر پادشاه كه به هر شهر و بلد رفته بودند ، حكام از جان اميد برگرفته ، آن محصل را يا كشتند ، يا به زندان فرستادند .
عقلا از ديدن اين علامات و آثار ، استنباط و احساس زوال دولت نادرى نمودند - زيرا كه آمدن دولت ، آثار و علامات دارد و رفتن دولت نيز آثار و علامات . هر پادشاهى كه خلد آشيان مىشود ، البته خوابى خواهد ديد كه دلالت بر رحلتش خواهد كرد . و خلايق ، بعضى از خوابها مىبينند كه مشعر بر رحلت پادشاه باشد . مثل آنكه كسى اگر در خواب ببيند كه آفتابى طالع شد ، البته پادشاهى بر تخت خواهد نشست . و اگر پادشاه ، همهء اقليم در تصرفش نباشد ، به صورت فيل يا شاهباز سفيد در خواب مىنمايند آن را . و طلوع و غروب و خسوف ماه ، در خواب ، دلالت بر احوال وزير مىنمايند . داستان خواب ديدن شاه و گدا و مرد و زن ، راست و درست است و شكى در آن نيست و حقيقت آن از كتابهاى آسمانى ، معلوم و مفهوم مىشود . بلكه آنچه بر انسان ، رو مىدهد ، از خير و شر ، البته در خواب ، پيش از وقوع ، به ايما و اشاره و كنايه مىنمايند . و اللّه اعلم بالصواب « 1 » .
ديگر آنكه محراب بيك قوشچى گويد : عالىجاه ، عبد اللّه خان - حاكم اصفاهان - ، پسر عالىجاه ، حاجى محمد حسين خان اصفاهانى كه از مرتبهء علافى ، به انباردارى و از انباردارى به كدخدايى و از كدخدايى به حكومت و از حكومت به مستوفى الممالكى و از استيفا « 2 » به صدارت رسيد و حكومت اصفاهان و يزد و كاشان و قم و لرستان را با
هامش
( 1 ) - و خداوند ، داناتر است به درستى كارها .
( 2 ) - شغل رسيدگى به محاسبات دفاتر مالياتى .