تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
پس از تمهيد اين مقدمه ظاهر شد كه اصل فرمانفرمايى از انبيا و اوصياست . پس پادشاهى از ايشان است ، چنان‌كه سابقا در اوّل رساله مذكور شد و ثانيا يا جبر و غصب است يا اختبار و آزمايش ؛ پس اوّلى در اهل اسلام جارى است وقتى كه وصى ظاهرى باشد ، هرچند ثانى نيز چنين است ، و اما ثانى در اهل اسلام و كفر هردو جارى است . پس تميز اينها به ايمان و اعمال هريك ظاهر مىشود . و اين دو قشون ظلمت و نور تا ظهور قايم ( ع ) برپاست و باهم در جنگ و جدلند . پس از اين معنى غافل نباشند شيعيان سعادت مآل ، مثلا اگر پادشاه اطاعت نبى و وصى مىنمايد ، او را باز به منصب خود وامىدارند ، زيرا كه در هر مملكتى ناچار است از سركرده از برّ يا فاجر چنانچه دانستى . و اگر اطاعت نكند او را معزول و در عوض ديگرى را وامىدارد و اين پادشاهى را پادشاهى اختبارى گويند . مثل آنكه قوهء جهل هرگاه در ملك بدن اطاعت عقل نمايد و محكوم حكم او باشد و فرمان پذيرد ، قوه جهل باز فرمان بدن است . اما به تدبير عقل كه زياده‌روى نكند ؛ پس اين معنى را عدالت گويند و اگر خلاف اين باشد او را جابر و ظالم گويند . چنان‌كه در متعارفات نيز اين سخن جارى است . پس فرموده مقدس الهى كه :
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ
( براى غاصبان )
وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« 1 » ( براى اهل اختبار ) تواند
هامش
( 1 ) . انعام : 165 .
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى ) — صفحة 97 | محمد يوسف ناجى