نفس ، اطاعت عقل نفرمايد و سرخود خواهد شود آن حالت ، حالت غصب مقام عقل است و جبر برو .
و مؤيّد تواند بود آيه كريمه :
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
« 1 » .
پس مجادله دو مرتبه دارد : يكى شخصى است كه با شخصى در حق خود مجادله مىنمايد كه استيفاى حق خود كند ، و يكى هم نفس عقل با نفس جهل مجادله مىنمايد در فرمانبردارى و حق اطاعت خود كه نفس اماره اطاعت او نمايد . و اين است كه مستعار و كافر مىشود و يا گمراه و سرگردان ؛ پس وقت رفتن از دنيا عقل با قشونش راه خود را گرفته مىرود آنجا كه خدا براى او قرار داده و نفس مىماند در بدن با قشونش و به سزا و جزاى خود مىرسند . پس اين است فرموده خدا كه فمستقر و مستودع ، و احاديث در باب معارين ايمان بنابراين است ، و آن بسيار است . پس پادشاه فرمانبردار انبيا و اوصيا هرگاه باشد و خود را مثل سنيان . . . [ يك كلمه حذف شده است ] واجب الاتّباع نداند ، بلكه خود را يكى از رعيّت انبيا و اوصياء شمارد ، و چون بر همه رعيّت واجب است كه هركس به قدر علم و حوصله دانش و قدرت خود بر برادران دينى خود و امثال خود امر به معروف نمايد و نهى از منكر كند ، على قدر مراتبهم ، و لذا سركرده را بطريق اولى واجب و لازم است ، زيرا كه او را قدرت بر آنها بيشتر و تحصيل علم آسانتر است .
هامش
( 1 ) . نحل : 111 .