امر و نهى تنبيه و بيان . پس بدانكه دنيا به منزله شخصى فرض نموده ، نبى و پادشاه به منزله روح ايمان و نفس است . پس انبيا و اوصيا و علما و اتقيا و زهاد و عبّاد به منزله عقل و علم و لشكريان او و معاونان دينند و پادشاهان و امرا و ساير لشكريان و معاونان ايشان به منزله قوّه نفس و قشون و سايس اويند از جهة تدبير نظام انام كه به منزله بدناند . پس رهنمونى خير و شر از انبياء است و معاونان او و جارى نمودن و بهجاآوردن از نفس است ، زيرا كه هردو مخلوق خدا و عبث آفريده نشدهاند .
و مؤيد اين است قول جناب صادق ( ع ) كه كراجكى در كنز الفوائد روايت نموده كه فرمود : الملوك حكّام على النّاس و العلماء حكّام على الملوك « 1 » .
اگر نيك و بدى بينى مزن دم * كه هم ابليس مىبايد هم آدم
( يعنى پادشاهان مخالف و پادشاهان شيعيان ) .
و همچنانكه در بدن عقل و علم كه بمنزلهء اوصياست و معاونان و لشكريان او كه همه خيرند و ضد قشون نفسند ، راهنماى و فرمان فرماى اصلند و نفس و لشكريان و معاونان او منقاد و مطيع عقل و علمند كه به فعل آرند تا باعث نجات شود ، پس اگر نفس اطاعت عقل نمود ، هست از براى نفس از رحمت و نعمتهاى غيرمتناهى خدا آنچه براى عقل است . پس اينحالت ، حالت اختبار و آزمايش است و اگر
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد : 2 / 33 .