تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
چو خورشيذ « 1 » از بساط لاجوردى * علم زذ بر سر ديوار زردى چو سلطان در هزيمت عود مىسوخت * علم را مىدريذ و چتر مىدوخت عنان « 2 » يك ركابى زير مىزذ * دودستى با فلك شمشير مىزذ چو عاجز گشت ازين خاك جگرتاب * چو نيلوفر سپر بفگند بر آب ملك‌زاذه در آن ده خانهء خواست * ز سرمستى درو مجلس بياراست نشست آن‌شب بنوشانوش ياران * صبوحى كرد با شب‌زنده‌داران سماع ارغنونى گوش مىكرد * شراب ارغوانى نوش مىكرد صراحى را ز مى پرخنده مىداشت * بمى جان و جهانرا زنده مىداشت مگر كز « 3 » توسنانش بذ لگامى * دهن بر كشتهءى « 4 » زذ صبح بامى « 5 » و زين غورى غلامى نيز چون قند * ز غوره كرد غارت خوشهء چند سحرگه كآفتاب عالم‌افروز * سر شب را جذا كرد از تن روز نهاذ از « 6 » حوصله زاغ سيه‌پر * به زير پرّ طوطى خايهء زر تنى چند ز نادان « 7 » كه دانى * خبر بردند نزد شه نهانى كه خسرو دوش بىشرمى « 8 » نموذست * ز شاهنشه نمىترسذ چسوذست « 9 » ملك گفتا نمىدانم گناهش * بگفتند آنك بيداذست راهش سمندش كشت زار سبز را خورد * غلامش غورهء دهقان بيازرد « 10 » شب از درويش بستذ جاى تنگش * بنامحرم رسيذ آواز چنگش گرين بيگانهء بوذى نه فرزند * ببردى خان‌ومانش را خذاوند زنذ بر هركسى فصّاد صذ نيش * ولى دستش بلرزذ بر رگ خويش ملك فرموذ تا خنجر كشيذند * تگاور مركبش را پى بريدنذ غلامش را به صاحب غوره داذند * گلابى را به آب شوره داذند
هامش
( 1 ) ن ا : خورسيذ ( 2 ) خمسه : عنانرا ( 3 ) خمسه : از ( 4 ) ايضا : سبزهء ( 5 ) ايضا : فامى ( 6 ) ن ا : از ( 7 ) كذا فى الاصل و ظاهرا اينطور وزن خراب است و خمسهء مذكور بجاى « ز نادانان » « از گرانجانان » دارد ( 8 ) خمسه : بيرسمى ( 9 ) خمسه : چه بوده است ( 10 ) خمسه : تبه كرد