تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
چه سازذ با تو فرزندت بينديش * همان بينذ ز فرزندان پس خويش بنيك و بذ مشو در بند فرزند * نيابت خوذ كنذ فرزند فرزند چو هرمز ديذكان فرزند مقبل * مداواى روان و ميوهء دل بذان فرزانگى و آهسته راييست « 1 » * بدانست او كه آن فرّ خذاييست سرش بوسيذ و شفقت بيش كردش * ولىعهد سپاه خويش كردش
توقّع از لطف ربّانى آنست كه وارث دولت آل سلجوق خذاوند عالم پاذشاه بنى آدم غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح كيخسرو بن السلطان العادل قلج ارسلان خلّد اللّه دولته « 2 » احياى آن مراسم بكنذ ، و « 3 » از تعصّب « 4 » كه ميان اصحاب امام ابو حنيفه « 5 » و اصحاب امام شافعى واقع شوذ دفع كنذ كى عاقبت تعصّب بدشمنى انجامذ و دشمنى مسلمانان شوم باشذ ، و عمارت اوقاف و مدارس اسلاف [ كنذ ] چه ايشان دولت اسلام « 6 » از تعصّب دين و تربيت علما يافتند ، و دعاگوى دولت محمّد بن على بن سليمن الرّاوندى چنانك در فهرست كتاب راحة الصّدور متقبّل شذه است ذكر سلطنت و دولت و شجرهء انساب هر سلطانى بر سبيل اختصار مىآرذ تا پاذشاه عادل سير حميدهء اسلاف [ خوذ ] « 7 » بخوانذ و نهضت ايشان در طلب ملك از ابتدا تا انتها ببينذ و آنچ محامد اخلاق و مكارم اعراق هريك بوذه است و محاسن عدل و انصاف از بهر خوذ اختيار كنذ انشاء اللّه تعالى ،
هامش
( 1 ) خمسه : بدل گفت اين پسر فرخنده رايست ( 2 ) ن ا بىحركات ( 3 ) كلمهء « و » در حاشيه بخطّ الحاقى افزوده شده است ( 4 ) اينجا در حاشيه بخطّ الحاقى افزوده شده : كى ميان اصحاب ايمّه افتذ كى عاقبت تعصّب بدشمنى انجامد و دشمنى مسلمانان شوم باشذ ( 5 ) اينجا بخطّ الحاقى در حاشيه افزوده شده : و اصحاب امام شافعى واقع شوذ دفع كنذ ( 6 ) كلمهء « اسلام » بخطّ الحاقى در بالاى كلمهء « دولت » افزوده شده است ( 7 ) در حاشيه افزوده شده است