نابيوسيذه
( 331 ، 11 ) بمعنى فجأة و ناگهان ، « به اين معنى در فرهنگها نابيوسان مسطور است » ( مقدّمهء جلد دوّم از تأريخ جهانگشاى ص كآ ) ،
نان تاوگى
( 331 ، 16 ) و نان تابگى بمعنى نانى كه بر تابه پزند و آن « بد باشد زيرا كه آهن او را نيك خشك كرده بوذ لاجرم غليظ باشد » ( رسالهء حفظ صحّت « 1 » منسوب به امام فخر الدّين رازى
f . 53 b
) ، و « نان تاوگى خوردن ، كنايه از رنج بردن و محنت كشيدن است ظاهرا ،
ناورد
( 309 ، 19 ) بمعنى جنگ و جدال و پيكار است ( برهان ) ، ر ك به لباب الالباب ج 2 ( 85 ، 3 ) ،
نبهره
( 312 ، 4 ) بمعنى قلب و ناسره
( bad coin )
، ر ك به مرزبان نامه ( 145 ، 5 ) ،
نزوله
( 33 ، 2 ) ، در فرهنگها نيست امّا ظاهرا بمعنى پول است كه عمّال و سرهنگان حكومت از اهل ديه مىگرفتند بطور خرج خوراك بوقت فرود آمدن در ديه ،
نظر دادن
( 93 ، 5 ) ظاهرا بمعنى مهلت دادن و گذاشتن كه در عربى « إنظار » باشد از باب إفعال ، « قال أنظرنى إلى يوم يبعثون قال إنّك من المنظرين » ( قر ، 7 ، 13 - 14 ) ،
نعل بها
( 33 ، 3 ) ، « مالى كه پادشاه [ و عمّال وى ] در وقت مرور از موضعى از صاحب آن محلّ ميگيرد ببهاى نعل اسپ خود كه از آنجا عبور كرده است » ( مقدّمهء جلد دوّم از تأريخ جهانگشاى ص كب ) ،
نقش شوشتر
( 325 ، 2 ) گويا بمعنى نقش ديباى شوشترى كه بانواع رنگها ملوّن باشد ، منوچهرى :
هامش
( 1 ) يك نسخهء خطّى ازين رساله در پيش دكتور نكلسون ( معلّم زبان فارسى در كمبريج ) موجود است