آن سوسن سفيد شگفته بباغ در * يك شاخ او ز سيم و دگر شاخ او ز زر
پيراهن است گوئى ز ديباى شوشتر * كز نيل ابره استش وز عاج آستر
( ديوان ص 189 ) ، ديباى ششتر و اكسون ششتر خيلى معروف بوده است ، ر ك به لباب الالباب ج 1 ( 184 ، 15 ) ، ج 2 ( 111 ، 16 :
273 ، 4 : 419 ، 21 ) ،
نقش كسى خواندن
( 344 ، 19 ) بمعنى كسى را ياد كردن يا اثر كسى جستن ،
نهاذن
( 424 ، 11 ) بمعنى باهم موافقت كردن و راى قرار دادن ،
نهار
( 307 ، 7 ) بمعنى كاهش و گدازش تن ( برهان ) ، لاغرى ، فرسودگى ،
نهيذ
( 401 ، 10 ) فعل ماضى از نهيدن يعنى نهادن مثل افتيدن بجاى افتادن ،
واديذ آمذن
( 16 ، 2 ) بمعنى پديد آمدن و ظاهر شدن ، ر ك به تذكرة الاولياء ج 1 ( 70 ، 10 : 142 ، 11 ) ، ج 2 ( 212 ، 6 : 221 ، 12 ) ، ر ك نيز به باديذ آمدن در سابق ،
واقعه
( 59 ، 11 : 126 ، 11 : 421 ، 24 ) ، بمعنى مرگ و وفات ، براى شواهد ديگر ر ك به تأريخ جهانگشاى ج 2 ( مقدّمهء مصحّح ص كب ) ،
وجوهانگيز
( 129 ، 4 : 241 ، 7 ) بمعنى كسى كه پول از مردم به زور جمع آرد ،
هوابلا
( 348 ، 6 ) بنابر فرض صحّت اين كلمه كه در فرهنگها نيست معنى آن گويا هوس و خواهش باشد ،
ياسج
( 26 ، 1 : 309 ، 18 ) بمعنى تير پيكاندار است ( برهان ) ، ر ك به مرزباننامه ( 250 ، 19 ) ،